#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹پسران اژدها🔸بخش چهل و پنجمیکی از نامهای در خور توجهی که نه میان کشتهشدگ…
انتشار: 2026/06/21 04:54 UTC
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹پسران اژدها🔸بخش چهل و پنجمیکی از نامهای در خور توجهی که نه میان کشتهشدگان و نه میان اسیران اثری از نامش نبود؛ رینا تارگرین، خواهر و همسر شاهزاده اگان، بود که به لشکرشان نپیوسته بود. اینکه وی به دستور اگان عمل کرده بود یا خود تصمیم گرفته بود چنین کند هنوز محل بحث است. تمام چیزی که ما میدانیم این است که در زمانی که اگان لشکرکشی میکرد رینا در کنار دخترانش و دریمفایر در قلعه پینک میدن باقی ماند، آیا حضور یک اژدهای اضافی در لشکر شاهزاده تفاوتی در نتیجه جنگ ایجاد میکرد؟ ما هرگز نخواهیم فهمید...با این وجود به این نکته که شاهدخت رینا جنگجو نبوده و دریمفایر جوانتر و کوچکتر از کوییک سیلور بوده است به درستی اشاره شده است، و دریمفایر قطعاً تهدیدی برای بالریون وحشت سیاه نبوده است.وقتی که اخبار جنگ به غرب رسید و شاهدخت رینا فهمید که هم شوهرش و هم دوستش بانو ملونی جان خود را از دست دادهاند، سکوتی سنگین اتاقش را فراگرفت. از او پرسیدند،"نمیخوای گریه کنی؟" که ظاهراً وی اینگونه پاسخ داده است،"وقتی برای اشک ریختن ندارم."در نتیجه، از ترس خشم عمویش، دخترانش، آیریا و ریلا، را آماده کرد، و فرار کرد، ابتدا به لنیسپورت رفته و پس از آن به جزیره انصاف(fair isle) رفت، جاییکه لرد جدید مارک فارمن(کسی که پدر و برادر بزرگترش در جنگ برای شاهزاده اگان به هلاکت رسیده بودند) به او پناه داده و قسم خورده بود زیر این سقف آسیبی به وی نخواهد رسید. برای یک سال، مردم جزیره انصاف با وحشت به شرق نگاه میکردند، از ترس بالهای سیاه بالریون، ولی میگور هرگز نیامد. در عوض پادشاه پیروز به قلعه سرخ بازگشت، جاییکه وی نومیدانه تلاش میکرد وارثی برای خود پدید آورد.سال چهل و چهار پس از فتح بر خلاف سالهای قبلش سالی بدون جنگ و همراه با صلح بود...ولی اساتید تاریخنگار در مورد این سال نوشتههایی برجای گذاشته بودند مبنی بر اینکه بوی آتش و خون همچنان به استشمام میرسید. قلعه سرخ میگور تارگرین اول در حالی که بر تخت آهنین تکیه زده بود برپا شد، ولی دربارش ناخوشایند و دلگیر بود، علیرغم حضور هر سه ملکه اش...یا شاید هم به همین دلیل فضا دلگیر بود. وی هرشب یکی از همسرانش را فرا میخواند، با این وجود وی همچنان اولادی نداشت، هیچ وارثی بجز فرزندان برادرش، اینیس، نداشت. لقب او را "میگور ظالم و خویشاوندکش" گذاشته بودند، با این وجود کسی جرئت نداشت این را در حضورش بگوید.#rokh 🔥⚔❄️@winterfellir



