#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹پسران اژدها🔸بخش چهل و هشتمنام بیست نفر در آن نوشته شده بود که به دیدار مل…
انتشار: 2026/06/25 15:44 UTC
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹پسران اژدها🔸بخش چهل و هشتمنام بیست نفر در آن نوشته شده بود که به دیدار ملکه آلیس رفتهاند. پیر و جوان، زشت و زیبا، شوالیهها و ملازمان، لردها و خدمتکاران، حتی آهنگران و آوازخوانان. بهنظر میرسید دست پادشاه توری پهن کرده بود. مردان فقط در یک چیز شبیه هم بودند؛ همه آنها توان فرزندآوری داشتند، و بعنوان پدرهایی که فرزندان سالمی داشتند شناخته میشدند.زیر شکنجه، بجز دو نفرشان بقیه اعتراف کردند. یکی، پدر دوازده بچه، که هنوز طلایی که لرد هارووی به وی بابت خدماتش ارزانی داشته بود را نگه داشته بود. بازجوییها مخفیانه و بیسروصدا به سرانجام رسید، به همین دلیل نیز لرد هارووی و ملکه آلیس هیچ بویی از شک پادشاه نبرده بودند تا اینکه گارد شاهی سرزده وارد اتاقشان شد. از تختخواب پایینش کشیدند، خواهرانش نیز پیش چشمش وقتی که اقدام به محافظت از وی کردند کشته شدند. پدرش، در حال بررسی در برج دست بود که وی را از بالای سقف برج به پایین پرت کردند و به شدت با سنگها برخورد کرد. پسران و برادران و برادرزادههای هارووی نیز دستگیر شدند. و روی میخهایی که در خندق دور اقامتگاه میگور بود پرت شدند، چند ساعت طول کشید تا چند نفرشان بمیرند. چند روز نیز طول کشید تا هوراس هارووی سادهلوح بمیرد. بیست نفری که در لیست ملکه تیانا بودند نیز خیلی زود به آنها پیوستند، پس از آنها نیز تعدادی دیگر، که توسط آن بیست نفر لو رفتند.بدترین مرگ را شخص ملکه آلیس داشت، که وظیفه شکنجه وی به هَوویَش ملکه تیانا سپرده شد. در مورد طریقه مرگش حرفی نخواهیم زد، بعضی مسائل بهتر است خاک شده و فراموش شود. همینقدر بس که مرگش تقریباً چهارده روز طول کشید، و شخص میگور نیز تمام مدت بالای سرش بود، شاهدی بر جان کندنش. پس از مرگش بدنش را به هفت قسمت تقسیم کردند، و اجزای بدنش را بر نیزه بالای هر هفت دروازه شهر قرار دادند، تا وقتی که فاسد شدند نیز همانجا ماندند.#rokh 🔥⚔❄️@winterfellir



