#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹پسران اژدها🔸بخش پنجاه و هفتمبا حضور پسر بانو جین و سه پسر بانو الینور مطم…
انتشار: 2026/07/05 08:45 UTC
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹پسران اژدها🔸بخش پنجاه و هفتمبا حضور پسر بانو جین و سه پسر بانو الینور مطمئناً آنها نقش خود را در جشن به نحو احسن انجام خواهند داد، ولی خیلیها انتظار داشتند شاهدخت رینا مخالفت کند. این امیدها وقتی که ملکه تیانا در جشن حضور یافت رنگ باخت، به همراه دو دختر جوان با موهای نقرهای و چشمانی بنفش، ملبس به رنگ سیاه و سرخ خاندان تارگرین. تیانا رو کرد به شاهدخت و گفت،"چقد احمقی که فکر کردی میتونی اینارو از دست من قایم کنی."رینا سری خم کرد و به سردی سوگندهای ازدواج را گفت.داستانهای متناقض و مضحکی در مورد آن شب گفته شده، و با گذشت سالها سخت است که افسانهها را از واقعیتها جدا کنیم. آیا همانگونه که بعضی ادعا میکنند هر سه عروس در یک تخت استراحت کردند؟به نظر نمیآید اینگونه باشد. آیا اعلیحضرت در همان شب به هر سه آنها سر زده است؟ شاید. آیا ادعای شاهدخت رینا مبنی بر اینکه با خنجری که زیر بالشتش قایم کرده بود اقدام به قتل پادشاه کرد راست است؟آیا الینور کاستاین در هنگام معاشقه با وی کمر پادشاه را چنگ زده و کمر پادشاه را خونین کرده بود؟ آیا جین وسترلینگ معجون باروریای که احتمالاً ملکه تیانا به وی داده بود نوشیده بود؟ یا آن را به سمت صورت بانوی پیر پرتاب کرده بود؟ اصلا چنین معجونی وجود خارجی داشت؟ اولین گزارشات مربوط به آن در زمان سلطنت جهیریس پخش شد، بیست سال پس از مرگ هردویشان.این را میدانیم. پس از عروسی میگور دختر رینا آیریا را بعنوان وارث خود اعلام کرد،"تا وقتی که خدایان پسری به من ببخشند."در همان اثنی نیز دوقلویش ریلا را به اولد تاون فرستاد تا بعنوان یک سپتا بزرگ شود. برادرزادهاش جهیریس، وارث حقیقی هفت پادشاهی، صراحتاً در همان اعلامیه از ارث محروم شد. پسر ملکه جین بعنوان لرد تاربک هال منصوب شد، و به کسترلی راک فرستاده شد تا تحت قیومیت لایمن لنیستر بزرگ شود. از شر بچههای بزرگ الینور نیز به همین نحو راحت شدند، یکی را به ایری و دیگری را به هایگاردن فرستادند. پادشاه وقتی مراقبتهای ملکه از پسرش را خستهکننده یافت، نوزاد را به یک دایه سپرد.#rokh🔥⚔❄️@winterfellir



