#کتاب #سریال #خاندان_اژدها 📌استاندارد دوگانه ملکه رینیراپس فتح کینگزلندینگ توسط ملکه رینیرا، بسیار…
انتشار: 2026/07/09 11:09 UTC
#کتاب #سریال #خاندان_اژدها 📌استاندارد دوگانه ملکه رینیراپس فتح کینگزلندینگ توسط ملکه رینیرا، بسیاری گمان کردند جنگ به پایان خود نزدیک شده است. اما سقوط پایتخت، آغاز یکی از تاریکترین دورههای تاریخ وستروس بود؛ ملکهی سیاه با حامیان جناح سبز با قاطعیت برخورد کرد. حتی کسانی که پس از سقوط شهر برای حفظ جان خود به او سوگند وفاداری خورده بودند، با سختترین مجازاتها روبهرو شدند.در این میان لرد روزبی و لرد استوکورث که برای گریز از سیاهچالهای ردکیپ به جناح سبز پیوسته بودند تلاش کردند بار دیگر به ملکه رینیرا اعلام وفاداری کنند؛ اما ملکه اعلام کرد که دوستان بیوفا بدتر از دشمنان هستند و دستور داد زبان دروغگوی آنان را پیش از اعدام از کام بیرون بکشند اما مرگ آنها برای جانشینی مشکل ساز شد. هر دو لرد اعدامشده بر حسب اتفاق، دخترانی خردسال از خود به جا گذاشته بودند؛ دختر لرد روزبی دوازدهساله و دختر استوکورث هم شش ساله بود ولی طبق قوانین وستروس، املاک و عناوین آنها باید به پسران یا نزدیکان مذکر آنان میرسید، اما شاهزاده دیمون راه دیگری را پیشنهاد کرد.شاهزاده شریر پیشنهاد داد این دو دختر با دو بذر اژدها، یعنی هیوهمر و اولفوایت، ازدواج کنند تا آن دو در ازای به دست آوردن زمین، عنوان اشرافی و حق مالکیت، وفاداری خود را به رینیرا حفظ کنند. پیشنهادی که حتی با معیارهای قرون وسطایی نیز بسیار افراطی و غیراخلاقی به نظر میرسد. هرچند ازدواجهای سیاسی در آن دوران امری رایج بود، اما پیشنهاد دیمون به اقدامی بیشرمانه تبدیل شد.این پیشنهاد با مخالفت لرد کورلیس ولاریون روبهرو شد. او هشدار داد که چنین اقدامی بسیاری از لردهای وستروس را که نسبت به جایگاه خاندانشان حساس بودند، علیه رینیرا خواهد شوراند؛ بهویژه اگر دو فرد عامی به واسطه ازدواج بر دو خاندان کهن مسلط شوند. در نهایت، ملکه رینیرا نیز با نظر کورلیس موافقت کرد. او به جای آنکه دختران خردسال را وارث بداند، عناوین و زمینهای روزبی و استوکورث را به خویشاوندان مرد و پسرانِ کوچکتر آن خاندان سپرد. بدین ترتیب، دختران از جانشینی کنار گذاشته شدند و هیوهمر و اولفوایت نیز بدون پاداش مورد انتظار باقی ماندند.این روایت، یکی از مهمترین تناقضهای سیاسی رینیرا تارگرین در طول حکومتش است. هرچند باید به یک نکته مهم توجه کرد که مشروعیت رینیرا برای نشستن بر تختآهنین، صرفاً بر ادعای ارشدیت استوار نبود! مهمترین پایه مشروعیت او این بود که شاه ویسریساول، او را رسماً وارث خود اعلام کرده بود و لردهای وستروس به جانشینی او سوگند خورده بودند. بنابراین، ادعای رینیرا در درجه اول بر فرمان پادشاه و اعتبار سوگند لردها استوار بود.اما همین نکته، تناقض رفتاری او را از بین نمیبرد... زمانی که نوبت به دختران روزبی و استوکورث رسید، رینیرا حاضر نشد همان استثنایی را که درباره خود پذیرفته بود، درباره آنان نیز اعمال کند. او میتوانست اعلام کند که همانگونه که فرمان ویسریس سنت را درباره خودش کنار زد، اکنون نیز فرمان ملکه میتواند حق این دختران را حفظ کند؛ اما چنین نکرد و ترجیح داد مطابق سنت رایج وستروس عمل کند و میراث را به خویشاوندان مذکر واگذار کند.این تصمیم پیام روشنی دارد که رینیرا حاضر بود سنت را تنها زمانی کنار بگذارد که به سود خودش باشد، اما هنگامی که پای دیگر زنان در میان بود، همان سنت را پذیرفت و اجرا کرد. این رفتار نشان داد که ملکهی سیاه به دنبال تغییر ساختار تبعیضآمیز و مردسالانه نبود، بلکه فقط میخواست خودش استثنایی بر آن قاعده باشد. 🔥⚔❄️@winterfellir



