#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹شاهزادهای که پادشاه شد (صعود جهیریس اول)🔸بخش سومدر آشوبی که پس از پیدا ک…
انتشار: 2026/07/15 06:57 UTC
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹شاهزادهای که پادشاه شد (صعود جهیریس اول)🔸بخش سومدر آشوبی که پس از پیدا کردن جسد میگور ایجاد شده بود، لرد رازبی جام شوکران را نوشید و به پادشاه مرحومش پیوست. باکوِل و رالینگفورد با کشتی به پنتوس رفتند، درحالیکه بقیه اکثراً به سوی قلعهها و پناهگاههایشان فرار کردند. فقط لردها دارکلین و استانتون شجاعت ماندن در کنار لرد تاورز را داشتند، پس از اینکه جهیریس و خواهرانش، رینا و آلیسان، سوار بر اژدهایانشان برروی قلعه سرخ فرود آمدند آنها قلعه را تسلیم وی کردند. مطابق چیزی که تاریخنویسان در دربار نوشتهاند به محض اینکه شاهزاده جهیریس از پشت ورمیتور پایین آمد، این سه "لرد وفادار" زانو زده و شمشیر خود را پیش پای وی انداخته و از وی مانند یک پادشاه استقبال کردند.گفته شده که شاهزاده جهیریس با لحنی ملایم به آنها گفته است که "دیر به استقبال آمدید، این شمشیرها در جنگی که در کنار دریاچه چشم خدایان در گرفت باعث مرگ برادرم اگان شدند."باوجوداینکه بعضی همراهان شاهزاده میخواستند آنها را درجا اعدام کنند، به دستور شاهزاده هر سه را در بند کردند. عدالت پادشاه، اعترافگیر پادشاه، زندانبان، فرمانده نگهبانان شهر، و چهار شوالیه گارد شاهی که در کنار میگور باقیمانده بودند نیز در سلولهای سیاه به آنها پیوستند.دو هفته بعد، لرد روگار باراتیون و ملکه آلیسا همراه با لشکریانشان به بارانداز پادشاه رسیدند، و صدها تن دیگر را نیز دستگیر کرده و به سیاهچال انداختند. در میانشان شوالیه، ملازم، قلعهبان، سپتون و خدمتکار نیز بود، همه به یک جرم متهم شده بودند؛ اتهامشان کمک و معاونت در تمامی جرمها، ظلمها و سوء مدیریتهای میگور تارگرین بود. از گناه زنان نیز چشمپوشی نشد؛ زنان نجیبزادهای که در عروسی سه عروس سیاه حضور داشتند نیز در کنار دهها فاحشه و رعیتی که با عنوان فاحشگان میگور شناخته میشدند دستگیر کردند.#rokh🔥⚔❄️@winterfellir


