#کتاب #خاندان_اژدها 📌میلور تارگرین؛ قربانی فراموششده خاندان اژدها«او از خون اژدهاست؛ او را بسوزانی…
انتشار: 2026/08/13 14:54 UTCدریافت: 2026/08/14 10:49 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 10:49 UTC
#کتاب #خاندان_اژدها 📌میلور تارگرین؛ قربانی فراموششده خاندان اژدها«او از خون اژدهاست؛ او را بسوزانید.» این جمله، بنا بر روایت سپتون یوستاس، تنها واکنش رینیرا تارگرین به دیدن سر بریده یک کودک سهساله بود؛ کودکی که یکی از تلخترین قربانیان رقص اژدهایان به شمار میرود.شاهزاده میلور تارگرین، کوچکترین فرزند پادشاه ایگاندوم و هلینا تارگرین، در سال ۱۲۷ پس از فتح به دنیا آمد. او برادر کوچکتر دوقلوها، جیهریس و جیهیرا، بود و از همان نخستین سالهای زندگی، در میان جنگ داخلی خاندان تارگرین گرفتار شد.سرنوشت او از واقعه هولناک خون و پنیر گره خورد. زمانی که دو آدمکش وارد اتاق هلینا شدند، ملکه را مجبور کردند یکی از دو پسرش را برای مرگ انتخاب کند. هلینا، با این تصور که میلور هنوز آنقدر کوچک است که چیزی از ماجرا نفهمد، او را انتخاب کرد؛ اما آدمکشها برخلاف انتظار، جیهریس را کشتند تا میلور با این آگاهی بزرگ شود که مادرش مرگ او را انتخاب کرده بود.پس از سقوط کینگزلندینگ، لاریس استرانگ نقشه فرار شاهزادگان را طراحی کرد. میلور به همراه سر ریکارد ثورن، از اعضای کینگزگارد، مخفیانه از قلعه خارج شد تا خود را به اولدتاون برساند.اما رینیرا برای دستگیری فرزندان ایگان جایزه تعیین کرده بود و همین موضوع، هر قدم از این سفر را به خطری مرگبار تبدیل میکرد. در مسیر، آنها در مسافرخانهای توقف کردند. صاحب مسافرخانه به آنها مشکوک شد و پس از جستوجوی وسایلشان، شنل سفید گارد سلطنتی و تخم اژدهای میلور را پیدا کرد. با فاش شدن هویتشان، سِر ریکارد کودک را برداشت و سوار بر اسبی گریخت، اما کمانداران اسب را هدف قرار دادند و او کشته شد. میلور نیز به دست جمعیتی خشمگین افتاد.تاریخنگاران درباره چگونگی مرگ میلور روایتهای متفاوتی نقل کردهاند. ماشروم مینویسد زنی که لباسها را کنار رودخانه میشست، از ترس و هراس، کودک را آنقدر محکم در آغوش گرفت که جانش را گرفت. سپتون یوستاس ادعا میکند قصابی او را با تبر تکهتکه کرد تا مردم هر کدام بخشی از بدن شاهزاده را به عنوان غنیمت بردارند. استاد مانکان نیز مینویسد که میلور زیر دستوپای جمعیت خشمگین جان باخت و بدنش از هم دریده شد.هر روایتی را که بپذیریم، سرنوشت این شاهزاده خردسال به یکی از تلخترین صفحات تاریخ تبدیل شد. پس از این فاجعه، سر بریدهی میلور به کینگزلندینگ فرستاده شد. درباره واکنش رینیرا نیز اختلاف نظر وجود دارد. ماشروم میگوید او با دیدن سر کودک گریست؛ اما سپتون یوستاس روایت میکند که رینیرا لبخند زد و گفت: «او از خون اژدهاست؛ او را بسوزانید.»اندکی بعد، خبر مرگ میلور به شاهزاده دیرون دلیر رسید. او برای انتقام، با اژدهایش تساریون به بیتربریج حمله کرد و شهر را به آتش کشید؛ حملهای که با سوختن همان مسافرخانه آغاز شد. مرگ میلور، آخرین ضربه بر روح هلینا تارگرین بود. اندوه از دست دادن فرزند، او را به مرز جنون رساند و سرانجام خود را از پنجره اقامتگاهش به پایین انداخت و به زندگی خود پایان داد. 🔥⚔️❄️@winterfellir



