ما واژه های دردیم ، " درد " آشنا نداریمویرانِ دستِ حزنیم ، وقتِ عزا نداریمخورشیدِ من کجایی ، سرما ک…
انتشار: 2026/06/27 00:48 UTCدریافت: 2026/08/15 02:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:46 UTC
ما واژه های دردیم ، " درد " آشنا نداریمویرانِ دستِ حزنیم ، وقتِ عزا نداریمخورشیدِ من کجایی ، سرما کلافه ام کردبی سایبان تر از هم ، گویی بنا نداریم !مستی که میخورد می! آب ازسرش گذشتهغرقِ دو جامِ چشمیم ، خوفِ شنا نداریمدرمان نگشته هائیم ، صعب العلاجِ دائمباده نشینِ " ماتم " ، گویی دوا نداریمقدِّ " قصیده "هامان ، تا به فلک رسیدهشاد از سکوتِ عشقیم ، قصدِ صدا نداریم!عمری ست خواهشم را دستِ قضا سپردمغش رفته های مرگیم ، لطفِ خدا نداریم !"دارا"ی قصه هایم ! ، صبرِ ندارِ من بین !جانت سلامت ای عشق ، میلِ خطا نداریمیا " غافر الخطایا " ، کو لیلة الوصالت؟!ما "وصله" های بختیم ، فعلِ جدا نداریم✍ ؛ رضا زارعی ..... قروه"شعری از کتاب تقدیس"@xilvan