رابطۀ امامان اهل سنت با بزرگان تصوف و عرفان (بخشِ 1 از 2)1) چهار تن از متصوفین - ابراهیم ادهم، داود…
انتشار: 2026/07/30 13:05 UTCدریافت: 2026/08/02 15:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 15:37 UTC
رابطۀ امامان اهل سنت با بزرگان تصوف و عرفان (بخشِ 1 از 2)1) چهار تن از متصوفین - ابراهیم ادهم، داود طائی، فُضَیل بن عیاض و شقیق بلخی - با امام ابوحنیفه روابط نزدیک داشتند: * داود طائی از شاگردان همیشگی امام ابوحنیفه بود و در حلقات درسی او تا درگذشت امام ابوحنیفه حضور داشت، * شقیق بلخی در سالهای اخیر زندگانی امام ابوحنیفه، به حلقات درسی او میرفت، و پس از وفات او نزد امام ابویوسف و امام زفر به تعلیم پرداخت،* فُضیل بن عیاض نیز از امام ابوحنیفه علم کسب کرده بود و بگونۀ مقطعی نزد او درس خوانده بود، و * ابراهیم ادهم به ملاقاتهایی نزد امام ابوحنیفه رفته بود، و امام ابوحنیفه در حق او گفته بود: سیدنا ابراهیم!زمانیکه امام ابوحنیفه وفات کرد، محمد شیبانی جوان 20 ساله بود. او نزد امام ابویوسف و داود طائی به تعلیم و سلوک پرداخت. پس داود طائی بحیث شاگردِ عارف و فقیه امام ابوحنیفه، نقشِ مُرشد و رهنمای سلوک را برای امام محمد شیبانی ایفا نمود. همچنان، داود طائی از شدت احترام و محبتی که به امام ابوحنیفه داشت، و ازینکه خلیفه او را بخاطر نپذیرفتن منصب قضاء تازیانه زده بود و زندانی ساخته بود، بر امام ابویوسف مُعترض بود و میگفت که چرا درخواست هارون الرشید را برای قضاء پذیرفت حال آنکه در حقِ استاد ما چنین ظلمی را بخاطر منصب قضاء انجام دادند.داود طائی سلوک تصوف و عرفان را از حبیب عجمی و او از حسن بصری و او از حضرت علی مرتضی (کرم الله وجهه) دریافت کرده بود. امروز سلسلۀ طریقت نقشبندیه به دو طریق است: (1) یک طریق آن به شیخ ابوالحسن خرقانی و سپس به بایزید بسطامی میرسد که از طریق آنها تا سلمان فارسی و حضرت ابوبکر صدیق (رضی الله عنه) بالا میرود. (2) طریق دومی به جنید بغدادی میرسد، که جنید بغدادی از سَری سَقَطی، و او از معروف کرخی، و او از داود طائی سلسلۀ تصوف را گرفته بود. امروز سلسلۀ طریقت قادریه نیز از طریق جنید بغدادی و داود طائی میگذرد.**2) در جملۀ شاگردان امام شافعی نیز امام حارث محاسبی حضور داشت. او یکی از اولین کسانی بود که اصول عرفان و اخلاق را در علوم اسلامی نهادینه ساخت، و الهامبخشندگان کسانی چون حجة الإسلام امام غزالی شد. محاسبی آثار متعددی در علوم اسلامی تألیف نمود و کوشید تا تزکیه و اخلاق را وارد اصلِ علوم شرعی سازد، و مقاصد شریعت را از ظواهر احکام فروعات متمایز و برجسته سازد. مشهورترین کتابش «الرعایه لحقوق الله و القیام بها» است، که سرمشق کسانی چون قاضی ابوزید دبوسی (از مجتهدین بزرگ حنفی) در نگارش کتاب «الأمد الأقصی»، راغب اصفهانی شافعی در نگارش کتاب «الذريعة إلی مکارم الشریعة»، و ابوحامد غزالی در نگارش کتاب «احیاء علوم الدین» قرار گرفت.از این لحاظ، امام حارث محاسبی برای متباقی علمای اهل سنت که میان شرع و عرفان جمع کردند امام و الگو پنداشته میشود. امام حارث محاسبی پس از فراغت از تعلیم فقه نزد امام شافعی، در عرصۀ عقیده و کلام به مبارزه با فرقههایی چون معتزله، جهمیه و مجسمه برخاست. در این مبارزه، او با دو تن دیگر از متکلمین اهل سنت، هر یک ابوعبدالله قلانسی و عبدالله بن سعید کلابی (مشهور به ابن کلاب) پیوست. همین مبارزۀ فکری و کلامیِ این سه تن – محاسبی، قلانسی و ابن کلاب – باعث شد تا امام ابوالحسن اشعری از عقیدۀ معتزله رو بگرداند و به حلقۀ اینها که بنام «کلابیه» شهرت یافته بودند بپیوندد. پس در واقع، مکتب کلابیه پیشکوست مکتب اشعریه است. **3) امام احمد بن حنبل نیز با تعدادی از متصوفین و عرفاء - چون بُشر حافی، ذوالنون مصری، معروف کرخی و سَری سَقَطی - روابط نزدیک داشت. بخصوص او به بُشر حافی اخلاصِ نیک داشت. سخنان متعددی از امام احمد در وصف بُشر حافی، هم در کتابهای عرفاء و هم در کتابهای تذکره و طبقات حنابله نقل شده است.**سلفیها و وهابیهایی که در کشور ما جامۀ حنفیت را بر تن کرده اند و بر طریقتهای نقشبندیه و قادریه وغیره میتازند، امروز ادعا میکنند که طریقتها هیچ نسبتی با معروف کرخی و بشر حافی و ذوالنون مصری و جنید بغدادی و داود طائی و شقیق بلخی و ابراهیم ادهم و دیگران ندارند.باید به این دسته از سلفیها و وهابیها سخنان، سلوک و احوالی که ازین بزرگانِ عرفاء و متصوقین نقل شده ارائه شود، تا ببینند که اکثریت چیزهایی را که وهابیها بدعت و شرک تلقی میکنند در سخنان، احوال و سلوک همان شخصیتهایی که امام ابوحنیفه، امام احمد بن حنبل و امام شافعی با آنها مناسبات نیک داشتند وجود داشته است!(ادامه در بخشِ بعدی)👇👇👇👇