▪️وقتی که دیگر....از چشم باران چکیدی، اما چرا تر نبودی؟! یادش بخیر آه آنروز، روزی که پرپر نبودی!دست…
انتشار: 2026/07/08 22:10 UTCدریافت: 2026/08/15 03:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:09 UTC
▪️وقتی که دیگر....از چشم باران چکیدی، اما چرا تر نبودی؟! یادش بخیر آه آنروز، روزی که پرپر نبودی!دستی دعا خواند و گم شد در پیچ و خمهای کوچهچشمی در آغوش "در" مُرد وقتی که دیگر نبودیخورشیدمان کاغذی شد بی نور بی روشناییوقتی به هیچ آسمانی دیگر کبوتر نبودیسنگی به در خورد انگار، دست تو را یادم آوردمن - کوه حسرت - دویدم، اما تو بر در نبودیشاید بیایی...نه... اما... در قعر چاهی گرفتاریوسف! بگو، ای عزیزم! آیا برادر نبودی؟!سیده طاهره خادم - مجموعه شعر حسرت ممنوعه@yekjore



