دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر داردبه زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارددر این بازارِ عطاران،…
انتشار: 2026/07/30 17:30 UTCدریافت: 2026/08/15 03:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:09 UTC
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر داردبه زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارددر این بازارِ عطاران، مرو هر سو چو بیکارانبه دکّان کسی بنشین که در دکّان شکر داردترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کسیکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر داردتو را بر در نشاند او به طرّاری که میآیدتو منشین منتظر بر در، که آن خانه دو در دارد! به هر دیگی که میجوشد، میاور کاسه و منشینکه هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر داردنه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر داردنه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر داردبنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستانمیان صخره و خارا اثر دارد اثر داردبنه سر گر نمیگنجی، که اندر چشمهٔ سوزناگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر داردچراغ است این دل بیدار به زیر دامنش میداراز این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر داردچو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتیحریف همدمی گشتی که آبی بر جگر داردچو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانیکه میوه نو دهد دایم درون دل سفر داردمولانا@yekjore



