❇️گزارش گردهمایی دهه شصتیهاجمعه پنجم تیرماه ۱۴۰۵ باز هم برگ زرینی شد بر خاطرات همیشگی مان در روستا…
انتشار: 2026/06/30 07:36 UTC
❇️گزارش گردهمایی دهه شصتیهاجمعه پنجم تیرماه ۱۴۰۵ باز هم برگ زرینی شد بر خاطرات همیشگی مان در روستای زیبای ینگجه در آغازین ساعات صبح صفا بخش تیرماه که آفتاب عالمتاب چون سیمرغ بال های زرین خود را بر قله بلند مارکوه و دشت سر سبز روستای ینگجه گسترده بود و میزبانان با محبت و با مرام در کمال تواضع و مِهر و با برنامه ای مدون و فراهم کردن تمهیدات لازم به استقبال اساتید چهل سال قبل و همشاگردی های دوست داشتنی خود آمده بودند ، با آغوش گرم و گل لبخند بر لب پذیرای میهمانان تازه از راه رسیده و مدعوین برنامه ی « گردهمایی دانش آموزان و معلمین دهه شصت » بودند . برنامه گردهمایی و نقشه راه ، از ده بیست روز قبل توسط ستاد برگزاری ، بسیار دقیق و روشن و هوشمندانه ، طراحی و به اطلاع دوستان رسیده بود و همه بی صبرانه مشتاق این دیدار دوستانه بودیم . طبق برنامه ساعت نه صبح گردهمایی در محوطه دبستان شهید باب اله سبزی شروع می شد . لگوی برنامه که جلد صورتی رنگ دفتر مشق های قدیمی ، با گل و بوته مشکی رنگ بر روی آن بود ، در چند قسمت از مدرسه به صورت بزرگ چاپ و به در و دیوار نصب شده بود و نیز بر گردن آویز های زیبایی که برای هر نفر در نظر گرفته شده و نام افراد بر روی آن چاپ شده بود این لگوی زیبا به چشم می خورد و یاد آور دفتر مشق های قدیم بود و حس و حال آن روز ها را در ذهن ها تداعی می کرد .اندک اندک جمع یاران از راه می رسیدند . اساتیدی که بعد از چهل و اندی سال موی سپید کرده بودند و برف پیری بر سرشان نشسته بود و همشاگردیهای قدیم که اکنون قد و قامتی به هم زده بودند و چهره هایی متفاوت تر از قبل داشتند و همه دکتر و مهندس و استاد و صاحب مناصب و مشاغل مختلف شده بودند .چه دیدار زیبا و قشنگی بود . لحظه ی احوالپرسی و در آغوش کشیدن اساتید و دانش آموزان قدیم با همدیگر و یا اساتید با اساتید که مدت ها همدیگر را ندیده بودند و اکنون نگاه در نگاه هم دوخته بودند تا این چهره های جدید را خوب بشناسند و از دیدار هم لذت ببرند . حتی چشم دوربین های تصویر برداران گردهمایی هم قادر به ثبت کامل این لحظات شیرین و پر خاطره نبودند .یه شگفتانه ای بسیار کم نظیر که مشابه آن را کمتر دیده ایم . بعد از احوالپرسی و چاق سلامتی و پذیرایی از میهمانان تازه از راه رسیده . جناب آقای غلامحسین سبزی و سایر دوستان حاضر در کمیته استقبال هم شاگردی ها و اساتید محترم را برای دریافت کیف های دستی بنفش رنگی که محتوای آن دوجلدکتاب به رسم هدیه و یک جلد سین برنامه های گردهمایی امروز بود راهنمایی می کردند . حسین غلامی ( عبدالصمد ) دم در وردی ساختمان مدرسه ضمن تحویل یک کیف دستی همراه با گردن آوریز مخصوص هر فرد آن ها را به سمت جایگاه مخصوص برگزاری صبحگاه هدایت می فرمودند . حدود ساعت ۱۰ آن دانش آموزان چهل و اندی سال قبل که اکنون همه دکتر و مهندس و صاحبِ مناصب مختلف هستند به سبک و سیاق قدیم در محوطه باز مدرسه در چندین صف منظم به صف ایستادند آقای محمد یساقی که روزی جزو یکی از همین دانش آموزان بود در نقش ناظم مدرسه ابتدا عرض خوش آمد گویی را داشت و بعد دانش آموزان را از جلو نظام و به راست راست و به چپ چپ داد سپس اجرای صبحگاه با تلاوت آیاتی از قرآن مجید توسط محمود شوشتری ( حسین خان ) آغاز شد . بعد از تلاوت قرآن ، سرود دسته جمعی و نرمش صبحگاهی انجام شد و دوباره ناطم مدرسه به صورت نمادین با ترکه و خط کشی که در دست داشت نظافت دست بچه ها را بررسی کرد و حس و حال صبحگاه های چهل سال قدیم مدرسه را در خاطر همه ما زنده کرد . سپس جناب آقای علی علیزاده از مدیران پیشکسوت هم به همه حاضرین عرض خوش آمد گویی داشتند در طول اجرای صبحگاه توسط دانش آموختگان قدیم ، اساتید هم ناظر این اجرای زیبا بودند در نهایت با تشویق آن ها زنگ مدرسه به صدا در آمد و دانش آموزان ( مثل قدیم ) سر کلاس درس رفتند . اساتید هم بعد از چند لحظه با کیف های دستی بنفش رنگ و گردن آویز های خودشان به ترتیب حروف الفبا وارد کلاس می شدند . در این قسمت ورود سرکار خانم دکتر فاطمه سبزی چشم پزشک حاذق ینگجه ( دختر شهید باب اله سبزی ) را نباید از نظر دور داشت که با نمایش زیبایی در نقش دانش آموزی که دیر به مدرسه آمده و از معلمین خود عذر خواهی می کرد آن هم با حالت گریه و اشک و عذر و پوزش , که بسیار بسیار صحنه تماشایی بود و حتی قاب عکسی را بغل کرده بود که قاب عکس پدر بزرگوارش شهید باب اله سبزی بود او می گفت من دیر اومدم ولی عکس بابام را هم آوردم جاش اینجا بین همکارانش خالی نباشد . بخدا این اجرای خانم دکتر اشک ما را در آورد . شهید والا مقام باب اله سبزی در آغاز دهه شصت و قبل از آن از عوامل اجرایی و همکاران مدرسه بود که در جبهه های حق علیه باطل به درجه رفیع شهادت نایل شد و بعد ها مدرسه ابتدایی به نام ایشون نامگذاری شد ( روحش شاد )صفحه یک@yengejeh | باینگجه


