و اما برگردیم به کلاس ، حدود پنجاه نفر دانش آموختگان قدیم در سالن مدرسه به صورت مرتب روی صندلی های…
انتشار: 2026/06/30 07:37 UTC
و اما برگردیم به کلاس ، حدود پنجاه نفر دانش آموختگان قدیم در سالن مدرسه به صورت مرتب روی صندلی های تک نفره نشسته بودند و به محض ورود هر معلم به کلاس ، برپا می زدند و بیت معروف « درس معلم از بود زمزمه محبتی / جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را » را می خواندند…جناب تاجیک درحالی که با همان سبک قدیم ترکه ای در دست داشت با شیوایی و زیبایی خاصی به معرفی خود پرداخت و پاسخ سوال نفر قبل از خودش ( رمضانعلی اسماعیل پور) را که آرزو کرده بود ای کاش اساتید عزیز در گذشته از ترکه استفاده نمی کردند را با شیرینی و حلاوت خاصی داد و گفت « عشق » اگر چه بسیار کار ساز است اما در آن دوره اقتضای حال همین بود و بعد هم یکی از دانش آموزان قدیم ( حسین براتی فرزند حاج یحیی ) را به صورت نمادین جلو پای تخته کلاس آورد و یکی دوتا سوال از کتاب حرفه و فن قدیم پرسید و چون جواب سوالات درست نبود او را با ترکه تنبیه کوچولویی کرد البته همه این مراحل به صورت نمادین و برای شوخی و خنده و زنده کردن خاطرات گذشته بود تا لحظاتی به یاد ایام گذشته خاطره سازی کنیم و دمی خوش باشیم . در تمام این مدت که نوبت اجرای جناب تاجیک استاد عزیز خودم بود من قیافه سال ۶۱-۶۰ او را در ذهن خود مرور می کردم که با اینکه قد و قامت کوتاهی داشت اما یک ابر قدرت به تمام معنا بود و همه دانش آموزان از او حساب می بردیم ، اما در میدان والیبال با همان لهجه شیرین نیشابوری اش یه بمب خنده بود و یک کتاب لطایف الحیل و بسیار طناز و شوخ طبع که همه دانش آموزان و همکارانش با او دمی خوش و اوقاتی خرم داشتند .استاد عزیز جناب غلامرضا خرمی که همراه همسر گرانقدرش خانم خرمی در این همایش حضور به هم رسانده بودند به معرفی و نقل خاطره پرداخت و باز در این فاصله نوبت به یکی از دانش آموزان قدیم به نام ستار یساقی به قول خودش ستار تک رسید ایشون هم با زبان و لهجه مازندرانی به اجرای نمایش و نقش های شیطنت آمیز دانش آموزان اون دوره پرداخت و لحظه ای فضا را لطیف تر و زیباتر کرد . تا می خواست اجرای نمایش ایشان به درازا بکشد وقت ایشان به پایان رسید و نمایش شیطنت های ایشون ناتمام ماند و برای معرفی کردن خودش گفت : من ستارم ستار تک ( یعنی توی روستای ینگجه فقط اسم من ستار است ) آری نوبت ستار تک هم تمام شد .بعد از ستار نوبت استاد عزیز سرکار خانم خرمی بود که ایشان به علت درد زانو و پاها و استفاده از عصا برای راه رفتن ، از ایراد سخن صرف نظر و نوبت خود را به نفر بعدی داد و از همه دست اندر کاران مراسم تقدیر و تشکر کرد . سید حبیب اله روحانی نَقٓاب از اساتیدی بود که من برای اولین بار افتخار آشنایی با ایشان را داشتم بسیار مردی نازنین و خوشتیپ و از کرمانج های خوش لهجه روستای نقاب قوچان که گویا در سال ۱۳۶۴ در ینگجه دبیر زبان بود و در اولین حضورش سرکلاس درس با زبان انگلیسی به معرفی خود پرداخته و بیشتر دوست داشت بچه به انگلیسی مکالمه کنند و اینجا هم با نقل خاطراتی خوش از دوران خدمتش باعث رفع خستگی و تلطیف فضای کلاس شد و گفت قضیه اومدن من به ینگجه این بود که اون موقع از قوچان تقسیم جا می کردند و مسئول آموزش گفت برو ینگجه و من گفتم من اصلا نمیدونم ینگجه کجاست که برم اونجا . مسئول آموزش که یه نقشه ایران پشت سرش روی دیوار نصب شده بود اشاره کردو گفت اینا اینجا قوچان است یه کم اینطرف هم روستای ینگجه و من هم دیدم که فاصله بسیار کوتاه است قبول کردم و اومدم ینگحه دیدم این جاده و این راه تمومی نداره ، بعد فهمیدم که یه کلاه گشادی به سرم رفته اما خدا را شاکرم که این نعمت نصیبم شد و با مردم و شما دانش آموختگان خونگرم و با مرام و قدر شناس آشنا شدم و یک عمر سپاسگزار و دعا گویتان هستمرجبعلی سبزی و همسرش سرکار خانم فریده کلیدری نفرات بعدی بودند که در صف معرفی و ایراد سخن قرار داشتند . خانم کلیدری برای صرفه جویی در وقت ، از ایراد سخن منصرف و رشته کار و کلام را به دست جناب رجبعلی سبزی از معلمین ینگجه ای الاصل داد که چندین سال در زادگاه خودش ینگجه معلم و مشوق بچه ها بود و همه از او و آرامش خاصی که در چهره اش دارد به نیکی یاد می کنند . جناب سبزی که از دانش آموختگان مکتب های قدیم بود به نقل خاطره ای از مکتب ها و معلم های مکتبی آن دوره پرداخت اگرچه سخن کمی به درازا کشید اما چون تایم چهار دقیقه همسرش را هم در اختیار داشت به راحتی جمع بندی کرد و ما را با حال هوای مکتب و ملاهای قدیم هم آشنا ساخت . حالا بین صحبت های چند نفر از اساتید نوبت شعر خوانی یکی از دانش آموختگان قدیم به نام سهراب سبزی رسید که ایشان با صدایی دلنشین و بیانی زیبا ابتدا شعری از شاعر و نویسنده گرانقدر غلامحسین سبزی را خوانش و قرائت فرمودند که در زمان دانش آموزی در نیشابور سروده بودند این خوانش زیبا مورد تشویق حضار ارجمند قرار گرفت و دل و جانمان را حلاوتی تازه بخشید و سپس غزلی از حافظ شیرین سخن را خوانش فرمودندمظاهر مهر طلب معلمی دوست داشتنی که خوش مشرب و خوش سخن است اگرچه نیشابوری الاصل است اما تنها معلمی است که هنگام خدمت در ینگحه عشق اش هم گل کرد و بعد ها با یکی از دانش آموزان خودش ازدواج کرد و ارتباطش با ینگجه قطع نشده و ادامه دارد صفحه سه


