آنقدر از منهای ذهنی، چه در درون خویش و چه در چهره آدمیان و جریانهای بیرونی، در لباس استاد، مذهب،…
انتشار: 2026/08/20 17:01 UTCدریافت: 2026/08/22 02:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:10 UTC
آنقدر از منهای ذهنی، چه در درون خویش و چه در چهره آدمیان و جریانهای بیرونی، در لباس استاد، مذهب، ایدئولوژی و قدرتهای سیاسی در زندگی های متمادی، فرمان بردهاید که دیگر تشخیص ندای گورو از فریاد ایگو دشوار شده است.زخم تقلیدهای کورکورانه و کارمیک چنان تردیدی در شما آفریده است که انسانها را حتی از تسلیم در برابر حقیقت میترسانید. ╭═⊰..⚜️🕉️⚜️⊱═╮ @yogis_gift╰═⊰.⚜️🕉️⚜️.⊱═╯
پستهای تلگرام — درگاه اوُم
حالات آگاهی انسان:۱. (بیداری ذهن)آگاهی به دنیای بیرون از طریق حواس؛ ذهن فعال در سطح مادی.۲. (حالت رویا)آگاهی درونی؛ تجربهی رویاها و تصاویر ذهنی در خواب.۳.(خواب عمیق بی رویا)حالتی بدون رویا و بدون دوگانگی؛ آرامش مطلق، اما بدون آگاهی کامل.۴. (توریا)آگاهی ناب و فراتر از سه حالت دیگر؛ تجربهی وحدت، آرامش و حقیقت مطلق.توریا همهی این سه حالت فوق را در بر میگیرد و از آنها فراتر میرود.«آوم» نماد حقیقت نهایی و بیکران و سرچشمه و بُن مایه ی همهی آگاهیهاست. این ارتعاش والای کیهانی نشان میدهد که همهی حالات هشیاری (بیداری، رویا ، خواب عمیق) درون حقیقتی یگانه قرار دارند و در نهایت در حالت توریا که جوهره « اوم» است ، در روان بی نظیر انسان هویدا میشوند. ╭═⊰..⚜️🕉️⚜️⊱═╮ @yogis_gift╰═⊰.⚜️🕉️⚜️.⊱═╯
تجربه شخصی، هرچقدر عمیق باشد، جای سنت را نمیگیرد و سنت نیز جای تجربه معنوی را. هر دو، اگر درست فهمیده شوند، میتوانند یکدیگر را روشنتر کنند.این تعادل، همان چیزی است که «اوماناندا» در بسیاری از نوشتههایش به دنبال آن است. ╭═⊰..⚜️🕉️⚜️⊱═╮ @yogis_gift╰═⊰.⚜️🕉️⚜️.⊱═╯
دارما از آغاز تولد همراه انسان است، اما غالب انسانها آن را آگاهانه کشف نمیکنند. تنها با پختگی، رنج، تجربه زیسته و پالایش درونی است که دارما از یک وظیفه ناآگاهانه یا غریزی، به انتخابی آگاهانه و زیسته بدل میشود.برای آنکه دریابیم دارما از همان آغاز در تمام مسیر زندگی همراهمان بوده است، باید بار دیگر زندگی خویش را در پرتو آگاهی و انرژی، با نگاه سوادهیایا (خودکاوی) بازخوانی کنیم. آنگاه آشکار میشود آنچه گمان میکردیم پراکنده و بیمعنا بوده، همواره رشتهای پنهان از دارما را در خود داشته است. ╭═⊰..⚜️🕉️⚜️⊱═╮ @yogis_gift╰═⊰.⚜️🕉️⚜️.⊱═╯
اگر سلوکت تو را از انجام دارمای زندگی عاجز میکند، سرعتت را کم کن، نه اینکه مسیر را رها کنی. بدان که راه معنا مسابقه نیست.و نیز بدان که در این راه، ممکن است بسیاری از چیزها را از دست بدهی.راه معنا، روند از دست دادن و در عین حال، استوار شدن تدریجی در قالبی نو و بازگشت پیوسته به خویشتن است. ╭═⊰..⚜️🕉️⚜️⊱═╮ @yogis_gift╰═⊰.⚜️🕉️⚜️.⊱═╯
بعضی گمان میکنند اگر روزگار آرام شود، دل نیز آرام خواهد شد. غافل از آنکه هیچ یک از فرزانگان در بهشت و شرایط ایدهآل دنیا به حقیقت نرسیدند.در روزگاری که جنگ، اضطراب و رنجهای بیرونی بسیاری از انسانها را درگیر کرده است، سخن گفتن از تسلیم، سامادهی و رهایی درونی تنها زمانی معنا مییابد که از جایگاه تجربه و مشاهده خویش باشد، نه به عنوان معیاری برای سنجش دیگران.راه معنوی، نادیده گرفتن رنجهای زندگی نیست. سالک نیز باید مسئولانه با زندگی، خانواده، جسم و جهان خویش روبرو شود. اما نباید فراموش کند که آشوب بیرونی، همیشه مانع بیداری نیست.بودا در میان رنج و آشوب برخاست، شمس در میان انکار اهل ظاهر شعلهور شد، مولانا در دل هجوم مغول و رنج هجرت دگرگون گشت. آنان نخست جهان را تغییر ندادند، بلکه خویشتن را از بند آشوب درون رها کردند.تا جهنم درون خاموش نشود، هر جا بروی همان جهنم را با خود خواهی برد. و اگر بهشت درون طلوع کند، در میانه آتش نیز چون ابراهیم گلستان خواهی دید.از حال خویش سخن بگو، نه از حال همه. آنچه هنوز در تو زنده است به دیگران نسبت مده. چه بسا در همین روزگار سخت، سالکانی باشند که بیهیاهو از بسیاری آشفتگیهای درون عبور کردهاند و نشانه پختگیشان نه ادعا، بلکه فروتنی و آرامشی است که در حضورشان جاری است.شمس را از زبانش نشناختند، از آتشی شناختند که نخست در خویش افروخت.پیش از آنکه جهان را اصلاح کنی، ببین کدام جهان هنوز در درونت آشفتهتر است.پینوشتبودا در روزگاری میزیست که هند شاهد جنگها و رقابت میان پادشاهیها بود. مولانا در سایه یورش مغول، ویرانی و رنج هجرت از بلخ به جستجوی حقیقت ادامه داد. آرامش آنان از آرام بودن جهان نیامد، بلکه از یافتن حقیقت در میان آشوب جهان برخاست. ╭═⊰..⚜️🕉️⚜️⊱═╮ @yogis_gift╰═⊰.⚜️🕉️⚜️.⊱═╯
گورو، پیش از آنکه شخص باشد، اصل هدایت است؛ هدایت پیوسته از تاریکی به روشنایی.اگر این حقیقت تنها به یک روز در سال محدود شود، هنوز به جان سالک راه نیافته است. گورو پورنیما برای محدود کردن گورو به یک مناسبت نیست، بلکه یادآوری حضوری است که باید هر روز و هر لحظه در زندگی جاری باشد.گورو، حضور است نه مناسبت. او از هزاران صورت با سالک سخن میگوید: گاه در قامت استاد، گاه در سکوت، گاه در رنج، گاه در طبیعت و گاه در آینه دل و گاه در لابلای کتاب ها و نوشته ها.گورو پورنیما تنها یادآور این حقیقت است که ماه کامل، هر زمان دل از خویشتن تهی شود، طلوع میکند. ╭═⊰..⚜️🕉️⚜️⊱═╮ @yogis_gift╰═⊰.⚜️🕉️⚜️.⊱═╯