✈️ یه سؤال…اگر فردا وسط سفر بخوای انگلیسی صحبت کنی ، از این ۱۵ کلمه چند تاش رو بلدی ؟همینجا بیشتر…
انتشار: 2026/08/15 16:37 UTCدریافت: 2026/08/17 11:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 11:52 UTC
✈️ یه سؤال…اگر فردا وسط سفر بخوای انگلیسی صحبت کنی ، از این ۱۵ کلمه چند تاش رو بلدی ؟همینجا بیشتر زبانآموزها گیر میکنن ؛ نه چون انگلیسی بلد نیستن ، بلکه چون لغتهای درستِ موقعیت سفر رو بلد نیستن.این هفته فقط ۱۵ کلمه یاد میگیری ، اما همون ۱۵ کلمه میتونه سفر بعدیت رو کاملاً متفاوت کنه.📌 این پست رو رد نکن ؛ چون ممکنه دقیقاً همون کلمهای داخلش باشه که یک روز واقعاً بهش نیاز پیدا میکنی.1. Travel سفر کردنExample:I love to travel every summer.ترجمه:من هر تابستان عاشق سفر کردن هستم.━━━━━━━━━━━━━━2. Take a trip به سفر رفتنExample:We’re taking a trip next weekend.ترجمه:ما آخر هفتهی آینده به سفر میرویم.━━━━━━━━━━━━━━3. Pack وسایل را جمع کردنExample:I need to pack my clothes tonight.ترجمه:باید امشب لباسهایم را جمع کنم.━━━━━━━━━━━━━━4. Explore کشف کردن / گشتنExample:We explored the old town yesterday.ترجمه:ما دیروز در بخش قدیمی شهر گشتیم.━━━━━━━━━━━━━━5. Book رزرو کردنExample:She booked a hotel online.ترجمه:او یک هتل را آنلاین رزرو کرد.━━━━━━━━━━━━━━6. Miss از دست دادنExample:We missed the train this morning.ترجمه:ما امروز صبح قطار را از دست دادیم.━━━━━━━━━━━━━━7. Arrive رسیدنExample:They arrived at the airport early.ترجمه:آنها زود به فرودگاه رسیدند.━━━━━━━━━━━━━━8. Depart حرکت کردن / عزیمت کردنExample:The plane departs at 8 p.m.ترجمه:هواپیما ساعت ۸ شب حرکت میکند.━━━━━━━━━━━━━━9. Check in پذیرش شدن (در هتل یا فرودگاه)Example:We checked in at the hotel.ترجمه:ما در هتل پذیرش شدیم.━━━━━━━━━━━━━━10. Check out تسویه و خارج شدن از هتلExample:We checked out at noon.ترجمه:ما ظهر از هتل خارج شدیم.━━━━━━━━━━━━━━11. Luggage چمدان و بارExample:My luggage is very heavy.ترجمه:چمدان من خیلی سنگین است.━━━━━━━━━━━━━━12. Accommodation محل اقامتExample:We found cheap accommodation.ترجمه:ما یک محل اقامت ارزان پیدا کردیم.━━━━━━━━━━━━━━13. Destination مقصدExample:Paris is our final destination.ترجمه:پاریس مقصد نهایی ماست.━━━━━━━━━━━━━━14. Scenic خوشمنظرهExample:This is a scenic road.ترجمه:این یک جادهی خوشمنظره است.━━━━━━━━━━━━━━15. Crowded شلوغExample:The beach was crowded.ترجمه:ساحل شلوغ بود.------------------------------------------------------------------📲Zabanbuff🔣From zero to hero📲Zabanbuff🔣پست جدید منتشر شد📲Zabanbuff🔣ما را در بله دنبال کنید
