امارات نیز خط لوله حبشان–فجیره را ساخت تا نفتش از دل کوهها به بندری برسد که بیرون از دهانه تنگهقرا…
انتشار: 2026/08/01 08:51 UTCدریافت: 2026/08/15 02:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:57 UTC
امارات نیز خط لوله حبشان–فجیره را ساخت تا نفتش از دل کوهها به بندری برسد که بیرون از دهانه تنگهقرار دارد. این خطوط لوله، شاید در ابتدا ظرفیت محدودی داشتند، اما امروز بخشی از راهبرد جهانی برای کاهش وابستگی به هرمز شدهاند؛ راهبردی که هرچند هنوز کامل نیست، اما مسیر خود را یافته است. در کنار این خطوط لوله، جهان بهدنبال کریدورهای زمینی و ترکیبی نیز رفته است؛ مسیرهایی که از آسیای مرکزی آغاز میشوند، از قفقاز میگذرند و در ترکیه به اروپا میرسند. کریدور ترانسکاسپین، که زمانی تنها یک طرح روی کاغذ بود، امروز به یکی از محورهای اصلی تجارت اوراسیا تبدیل شده است. چین نیز با کریدور اقتصادی چین–پاکستان، بندر گوادر را به قلب آسیای مرکزی متصل کرده و راهی ساخته که بدون عبور از خلیج فارس، انرژی و کالا را به جهان میرساند. عراق نیز با «جاده توسعه» میکوشد مسیر جدیدی بسازد که از بصره آغاز شود و از طریق ترکیه به مدیترانه برسد؛ مسیری که اگر تکمیل شود، میتواند بخشی از تجارت منطقه را از مسیرهای سنتی جدا کند. اما شاید مهمترین تحول، انتقال آرام هابهای دریایی از امارات به عمان باشد. جهان در حال نگاه کردن به بنادر عمان است؛ صلاله، دقم و صحار، بندرهایی که بیرون از تنگه قرار دارند و میتوانند نقش جدیدی در تجارت جهانی ایفا کنند. اگر این انتقال کامل شود، مسیرهای دریایی از کنار ایران عبور خواهند کرد، اما لزوماً در ایران توقف نخواهند کرد؛ تغییری که معنای ژئوپلیتیکی عمیقی دارد. این تحولات، برای ایران پیامدهای دوگانهای دارد؛ تهدید و فرصت، همزمان و در هم تنیده. هر مسیر جایگزین، بخشی از قدرت بازدارندگی ایران را کاهش میدهد. اگر جهان بتواند نفت عربستان و امارات را بدون عبور از هرمز منتقل کند، وزن ژئوپلیتیکی ایران در بحرانهای منطقهای کمتر میشود. نقش ایران در امنیت انرژی جهانی نیز ممکن است از «کشور گلوگاهی» به «کشور مسیر فرعی» تبدیل شود. از سوی دیگر، انتقال هابهای دریایی به عمان و تقویت کریدورهای رقیب، فرصتهای ترانزیتی ایران را محدود میکند. اگر بنادر عمان جایگزین جبلعلی شوند، ایران باید برای حفظ نقش خود در تجارت منطقهای، مسیرهای جدیدی تعریف کند؛ مسیرهایی که بر زمین استوارند، نه بر دریا. جهان در حال بازتعریف نقش خلیج فارس است. اگر مسیرهای جایگزین تقویت شوند، وزن ژئوپلیتیکی کل منطقه کاهش مییابد و ایران باید نقش خود را نه فقط در «خلیج فارس»، بلکه در «اوراسیا» بازتعریف کند. رقابت ایران با عربستان و امارات نیز از سطح انرژی به سطح «کریدورها» منتقل خواهد شد؛ رقابتی که در آن، هر کشور میکوشد مسیرهای جدیدی بسازد تا در شبکه تجارت جهانی جایگاه خود را تثبیت کند. در نهایت، داستان «دور زدن تنگه هرمز» داستانی است درباره تغییر جهان؛ جهانی که میکوشد ریسکهای ژئوپلیتیکی را کاهش دهد و مسیرهای متنوعتری برای انرژی و تجارت بسازد و عصر پساهرمز را شکل دهد. عصری که در آن ایران از همه اطراف محصور شده و راهی جز نگاه به درون ندارد . کافی است کریدور زنگزور افتتاح شود. باید قبول کنیم، جهان منتظر ما نمی ماند. هادی زمانیt.me/zamanipr