"اتاق من اتاق خیلی خوبی است." یک پنجره بزرگ رو به باغ دارد و یک پنجره به طرف یک کوچه شلوغ و پر ازدح…
انتشار: 2026/07/04 21:21 UTC
"اتاق من اتاق خیلی خوبی است." یک پنجره بزرگ رو به باغ دارد و یک پنجره به طرف یک کوچه شلوغ و پر ازدحام و آفتاب تا نزدیک ظهر میهمان موزائیک های کف آن است. نمی دانم چرا این تصور احمقانه در من هست که اگر کنار پنجره رو به کوچه بنشینم، می توانم جفت های عاشق را ببینم که دست در دست از پیاده رو ها عبور می کنند. البته به حدس و گمان می شود به مردم نسبت عاشقی داد. اینجا مردم در کوچه های شلوغ همدیگر را نمی بوسند و دست همدیگر را نمی گیرند.شاید در کوچه های خیلی تنگ این کار را بکنند. کوچه ما البته عریض و ماشین رو است و جایی برای این کارها ندارد. البته در کلیت، این تصور احمقانه ای است، ولی من همیشه فکر می کنم اگر دو خیابان از خانه مان دور شوم مردم همهعاشقند...داستان : بهار_آبی_کاتماندو نوشته: #شهرنوش_پارسی_پوربا صدای: فریبا_چلبی_یانی



