این تصویر حرف میزند !زمین سوخته ی احمد محمود:“شهر، دیگر شهر نبود. پادگانی بزرگ و درهمریخته بود. از…
انتشار: 2026/07/20 09:08 UTC
این تصویر حرف میزند !زمین سوخته ی احمد محمود:“شهر، دیگر شهر نبود. پادگانی بزرگ و درهمریخته بود. از هر پنجرهای، بوی باروت میآمد و از هر خانهای، صدای شیون مادری. خیابانها خالی از زندگی، پر از خاک و خون شده بودند. مردمی که تا دیروز به روزمرگیهای آرام خود دلخوش بودند، حالا سراسیمه به دنبال سرپناهی میگشتند تا از آتش توپخانه در امان بمانند.” «زمین سوخته» روایتیست زنده از زیستن در متن فاجعهی جنگ و زیر سایۀ مرگ. روایت ترفندهایی که مردم برای تابآوری فاجعه و از سر گذراندن جنگ خلق میکنند. «زمین سوخته» روایت زندگیهای ساکنان جنوب ایران — اهواز— است که جنگ هشتسالهی ایران و عراق آنها را از هم پاشاند...عکس متعلّق به خرداد ۱۴۰۴ و جنگ ۱۲ روزه است. کتابخانهای در چنگال جنگ ویران شده بود . کتاب «زمین سوخته»ی محمود از زیر آوار سر بر آورده بود تا با ما از تکرار فاجعهای خانمانسوز بگوید؛ فاجعهی جنگ. هزینهی جنگ را بانیان آن نمیدهند انسانها، حیوانها، کتابها، درختها، و زمین و آسمان قربانیان اصلی جنگند.🥀#نه_به_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_پهلوی_نه_رهبری_آزادی_و_برابری @zan_j




