وقتی دولت وظایف رفاهی خود را به دوش زنان میاندازد...کارگران غیررسمی فاقد بیمه بررسی ساعات بالای کار…
انتشار: 2026/07/31 16:14 UTCدریافت: 2026/08/02 08:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 08:27 UTC
وقتی دولت وظایف رفاهی خود را به دوش زنان میاندازد...کارگران غیررسمی فاقد بیمه بررسی ساعات بالای کار در بخشهای مستقل و غیررسمی شهری نشان میدهد بخش زیادی از زمان کار ثبتشده، متعلق به مشاغلی است که هیچگونه رابطهی استخدامی رسمی و بیمهای ندارند. این گروه اگر چه در ظاهر شاغل تلقی میشوند، اما از منظر رفاهی، فاقد چتر حمایتی تامین اجتماعی هستند. استهلاک زمانی بالای این افراد در حال حاضر، به معنای بازتولید نسل جدیدی از سالمندان فقیر و وابسته به نهادهای حمایتی در آینده است.بروز نسل ساندویچی کاهش بودجههای رفاهی دولتی برای نگهداری از سالمندان و معلولان، مسئولیت این کار را به دوش زنان میانسال انداخته که به نوعی بیانگر پدیدهی «نسل ساندویچی» (The Sandwich Generation) است. این اصطلاح جامعهشناختی به افراد میانسالی اشاره دارد که مانند محتویات یک ساندویچ، بین دو نسل فشار میبینند؛ از یک سو باید از فرزندان یا نوههای خود مراقبت کنند و از سوی دیگر مسئولیت نگهداری و مراقبت از والدین سالمندشان را نیز بر عهده دارند. این فرسودگی مضاعف عاطفی و جسمی، بار درمانی سنگینی را به سیستم بیمه سلامت کشور تحمیل میکند که منشا آن مستقیم به نبود خدمات مراقبت اجتماعی بازمیگردد. اگرچه اکنون آمار دقیقی از تعداد این افراد ثبت نشده، اما تحلیلگران حوزهی جمعیت هشدار میدهند که متولدین دهههای ۵۰ و ۶۰ در ایران در حال تبدیل شدن به بزرگترین نسل ساندویچی تاریخ کشور هستند.فقر زمانی و تغذیهای برای کارگران با قراردادهای موقت و پروژهای، مرز بین زمان کار و فراغت از بین رفته است. این افراد برای حفظ شغل یا تامین حداقلهای معیشتی، ناچار به اضافه کاریهای اجباری هستند. این مساله منجر به تضعیف خودمراقبتی، روی آوردن به تغذیهی بیکیفیت و در نهایت بروز بیماریهای مزمن میشود که هزینههای درمان آن به سیستم بهداشت و درمان عمومی تحمیل خواهد شد.کاهش پایداری بیمهایتوسعهی مشاغل پلتفرمی و دورکاری که در آمار اخیر سهم زمان خود را باز کردهاند، به عنوان راهکاری برای انعطاف زمانی معرفی میشوند اما از دیدگاه تامین اجتماعی، این مشاغل فاقد تعهدات کارفرمایی برای واریز حق بیمه هستند. تبدیل کار موظف کارگاهی به کار منعطف خانگی، در عمل درآمد پایدار صندوقهای بیمهای را کاهش داده و ریسکهای ازکارافتادگی و بازنشستگی را به خود کارگر منتقل کرده است.تهدید اشتغال زنانسهم ناچیز ۴۱ دقیقهای زنان شهری در اشتغال مزدبگیری در مقایسه با مردان به طور مستقیم به سیاستهای رفاه خانواده مربوط است. واگذاری مهدکودکها به بخش خصوصی و افزایش سرسامآور هزینههای نگهداری کودک، عملا کار رسمی زنان طبقات متوسط و پایین را تهدید میکند. دولت با عدم تامین خدمات نگهداری ارزان، زنان را به نفع کارهای خانگی بیمزد از بازار کار رسمی و درنتیجه از پوشش بیمههای تامین اجتماعی محروم کرده است. فراغت غیرفعال دادههای مربوط به ۴ ساعت فراغت شهروندان نشان میدهد بخش بزرگی از این زمان به تماشای رسانهها در خانه یا به نوعی فراغت غیرفعال میگذرد. غیبت فضاهای تفریحی، ورزشی و فرهنگی ارزانقیمت شهری (پردیسهای خانوادگی، باشگاههای شهرداری و مراکز هنری محلی) باعث شده فراغت شهروندان به یک امر خانگی و کمتحرک تبدیل شود که پیامد مستقیم آن مشکلات مربوط به سلامتی، افسردگی و کاهش امید به زندگی است.ghalamrorefah.ir/id/2956/?utm_source=ig&u…
