گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد.حاضرین همه او را شناختند و از او خواستند که پس از انجام کارهایش آنان ر…
انتشار: 2026/07/10 09:34 UTC
گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد.حاضرین همه او را شناختند و از او خواستند که پس از انجام کارهایش آنان را پندی گوید.پذیرفت.کارهایش که تمام شد همگی نشستند و چشمها به سوی او بود.مرد صاحب دل خطاب به جماعت گفت:ای مردم ! هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!کسی برنخاست.گفت: حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!باز کسی برنخاست.گفت: شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید و برای رفتن نیز آماده نیستید!🌱🌺🍃🌺🍃🌺🌱👉@zendgiieshad


