✅ اسطوره آرش کمانگیر #آرش_کمانگیر #تیشتر_یشت #تیر_یشت🏹چنین بر می آید، دیرینه ترین نوشته ای که در آن…
انتشار: 2026/07/01 18:40 UTC
✅ اسطوره آرش کمانگیر #آرش_کمانگیر #تیشتر_یشت #تیر_یشت🏹چنین بر می آید، دیرینه ترین نوشته ای که در آن به اسطوره «آرش کمانگیر» اشاره شده است، یکی از کهن ترین و حماسه ترین بخش های کتاب اوستا به نام «تیر یشت» یا «تیشتر یشت» است. پس بنابراین اسطوره آرش کمانگیر یکی از کهن ترین داستان های ایرانی است. 🏹 در «تیر یشت» سخن از نبرد « تیشتر» (ایزد باران) و «اَپُوش» ( دیو خشکسالی) است. که سرانجام ایزد تیشتر بر دیو اَپُوش چیره می شود و آب ها را آزاد کرده و در جهان می پراکند. در هنگام گفتگو از این نبرد، سخن از« آرش کمانگیر» به میان می آید.🏹 تیر یشت، با ستایش اهورامزدا و ایزد تیشتر آغاز می شود. در بندهای نخست سرود، از تازش ستاره تیشتر که همانند تیر پَران آرش، تیر انداز ایرانی است، سخن گفته می شود، اما چرا آرش این تیر را انداخته و چگونه؟ نا گفته مانده است. آنگاه حماسه ایزد تیشتر و دیو اَپُوش به گفتار می آید:🏹« تیشتر، ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم که شتابان به سوی «دریای فراخکرت» بتازد، چون آن تیر در هوا پَران که «آرش تیرانداز»، بهترین تیرانداز ایرانی، از کوه « ایَریوخشوثَ» به سوی کوه « خوانوَنت» بینداخت... آنگاه، آفریدگار اهورامزدا بدان ( تیر) دمید، پس آنگاه (ایزدان) آب و گیاه و مهر دارنده ی دشت های فراخ، آن (تیر) را راهی پدید آوردند...«اشی» نیک و بزرگ و « پارند» سبک گردونه، با هم از پی آن روان شدند تا هنگامی که آن(تیر) پَران بر کوه « خوانوَنت» فرود آمد و در « خوانوَنت» به زمین رسید».( تیشتر یشت به نقل از شادروان ابراهیم پور داوود و جلیل دوستخواه ، بندهای ۶، ۷، ۳۷، ۳۸)🏹 بند ششم از " تیر یشت" به تیری اشاره می کند که آرش از کوه " ایریو خشوث" به کوه " خوانونت" پرتاب کرد. بازشناسی جای کوه "ایریو خشوث" که آرش از آنجا تیر انداخت آسان نیستابوریحان بیرونی کوه رویان در تبرستان و "میر خواند" در کتاب "روضه الصفا" کوه دماوند را جای پرتاب تیر آرش کمانگیر می داند. یکی از پژوهشگران به نام "دارمستتر" نیز رشته کوه های البرز را جایگاه پرتاب تیر آرش می داند. 🏹 اما کوه " خونونت" را باید به گمان خیلی زیاد یکی از کوه های اطراف جیحون و حدود فرغانه و نظایر این اماکن دانست و " دار مستتر " با تردید این کوه را همان کوه بامیان می داند. 🏹 داستان پهلوانی آرش کمانگیر همانند دیگر داستان های دیگر در اوستا، بسیار کوتاه و گنگ آمده است. یکی از پژوهشگران به نام « گرشویچ» درباره اینکه، چرا این داستان ها به طور کوتاه در اوستا آمده، چنین می نویسد:«بی گمان هنگامی که یشت ها سروده شدند این داستان ها آنقدر معروف بودند که اشاره ای کوچک هم برای یادآوری آنها کافی بود هدف ایجاز بود و نه اهمیت نداشتن جزئیات و عدم مهارت در سرایش، و همین امر باعث شد روحانیان، نوشته ها را کوتاه و موجز سازند، هدف آنها از سرودن این نیایش ها، ستایش خدایشان بود، نه نگارش تاریخ یا روایت قصه»🏹 خوشبختانه این داستان های پهلوانی که در اوستا، تنها اشاره های کوتاهی به آنها شده است، در شاهنامه یا ادبیات پارسی میانه با گستردگی بیشتری دیده می شود. این وقایع چنانچه با هم در نظر گرفته شوندحاکی از دوام و انعطاف پذیری قابل ملاحظه ای در روایت حماسی ایران هستند. اسطوره های پهلوانی ایران آنقدر زبانزد بودند که تنها اشاره ای کوتاه به آنها کافی بود تا کل داستان را در ذهن شنونده زنده کند.



