امروزبه روز فیروز و فرخروز سروش از ماهِ تیرسال ۳۷۶۴ ترادادی مزدیسنابرابر بایکشنبه: ۱۴ تیر ماهبه سال…
انتشار: 2026/07/05 03:42 UTC
امروزبه روز فیروز و فرخروز سروش از ماهِ تیرسال ۳۷۶۴ ترادادی مزدیسنابرابر بایکشنبه: ۱۴ تیر ماهبه سال ۱۴۰۵ خورشیدی ۵ جولای ۲۰۲۶ ترسایی05.07.2026🌷🌷🌷🔹سروش:- هفدهمین روز هر ماه در گاهشماری ترادادی زرتشتیان، «سروش» نام دارد.- سروش در اوستا «سرَئوشَه» خوانده میشود که به چمار(:معنی) فرمانبرداری والهام است. - بزرگی جایگاه سروش با ایزد مهر برابری میکند و گاهی او را از امشاسپندان میدانند.- سروش، پيک اهورایی و ندای درونی است.پورشیراز(حافظ) پیرامون این ایزد میسراید:در راه عشق وسوسه اهرمن بسی است پيش آی و گوش دل به پيام سروش کنتانگردی آشنا، زین پرده رمزی نشنویگوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش🪻🌸🪻درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنانگزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام🏵 @zoroaster33
پستهای تلگرام — زرتشت و مزدیسنان
#سرگذشت_پیدایش_خدایانبخش ۲- #ویژگی_اهورامزدا#موبد_نیکنام اهورامزدا در پیام زرتشت که برگرفته از دل آگاهی وی بود. تابش فروغی تازه بر زندگی وباورهای مرتوگان در ایران وجهان گشت.از آن پس، بسیاری که از پندارهای نادرست وکردار دیویسنان گریزان بودند.به اهورامزدا باور کردند.خدای جان، نماد خرد وداناییمزداپرستی که زرتشت پیشنهاد کرد. جایگزین باورهای نادرست آن روزگار شد.زرتشت پیام آوری شد که باید او را ساختارشکن ونوگرا دردوران خود دانست. مرتوگانرا از ساختاری که بر دروغ و بیداد وخُرافات پی ریزی شده بود.رهایی بخشید.از آن پس خدای ایرانیان، اهورامزدا نام گرفت."اهورا" به چمار(:معنی) هستی مند وسراسر هستی است."مَزدا" از دو بخشپدید آمده."مَز " به چمار بیکران ودامنه دار. "دا" نیز به چمار دانایی، دانش وآگاهی است.اهورامزدا: دانایی وآگاهی هستی مند، دانش بیکران درهستی است.اهورامزدا خداوند جان وخرد ایرانیان را می توان در راستیودرستیها- در نیکیوخوبیها- در مهربانی ومهرورزیها- در جشنو شادمانیها- در آزادی وآبادانیها' در برابریها- در داد ودهشها باید شناسایی کرد. جستجو کرد. درک ودریافت کرد.هرآنچه که نیکو وسودمند باشد سرچشمه آن اهورا است.اهورامزدا در آسمان جای نگرفته است.خانه وکاشانهای برروی زمین ندارد.به بَنده وبرده نیازی ندارد.فرشته(ملائکه وجبرئیل) درکنارش نیستند.فرمان تازشگری وستمگری، کشتار باویرانی به کسی نمی دهد.اهورامزدا، به فدیَه، قربانی وباج گیری، نیازی ندارد.جهنم سوزان وبهشت باحوریان همراه با جوی مَی(:شراب) و پسران زیبا(:غلمان) با جوی عسل درجهان دیگری پس از درگذشتن پدید نیاورده است.در زهدان(:رحم) زنی ندمیده وپسری از خود در زمین به یادگار نگذاشته است.تیره ای برگزیده ندارد که با نژادی برتر برروی زمین پدید آورده باشد.اهورامزدانیروی جادوگری وشگفت انگیز به کسی نداده است.در عرش آسمان بر تخت، تکیه نمی گیرد.در زمین وآسمان با معراج، با کسی دیدار نکرده وبه گفتگو نپرداخته است.پیغام ودستوری را با کمک فرشتگان به کسانی برگزیده درسیاره زمین نداده تا آن را به مَرتوها(:مردم)برسانند.بلکه:هستی در این جهان، خود به خود و با نیرو های زاستاری(:طبیعی) پدید آمده و بهگونه بنیادی هرآنچه پشت این هستی نمایان باشد بایستی آنرا برگرفته از دانایی ودانش بیکران در هستی دانست.اهورامزدابنیان آفرینش، سرآغاز و سرانجام همه هستی است.اهورامزدا هیچ دستور و فرمان(:احکامی) برای زندگی روزانه مرتوگان پدید نیاورده بلکه دانش وخرد همگانی شیوه زندگی را گسترش خواهد داد.. در این بینش، هر مَرتو دوست وهمکار اهورامزدا در آفرینش و سازندگی می باشد.واژه اهورامزدا از دوران هخامنشی در سنگ نبشتهها نیز به کار رفته است🔥🔥🔥🔥🔥🔥درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنانگزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام🏵 @zoroaster33 🏵ادامه👇👇
#سرگذشت_پیدایش_خدایانبخش نخست#موبد_نیکنام از زمانی که مرتوگان(:بشر) در زندگی هازمانی خود درجای جای جهان به پیشرفت مناسبی دست یافتند.از غار نشینی به یکجا نشینی و سپس ابزار سازی پرداختند. با هوشمندی که داشتند در هرگوشه از سیاره زمین به تمدن های گوناگون دست یافتند.تا آنروزگار باور به خدایی نداشتند!نمی دانستند، خدا چیست؟خدا درکجا بسر می برد؟خدا، چه توانمندی هایی دارد؟چه نقشی در زندگی مرتوگان دارد؟.تا اینکه هر مَرتُو با نداشتن دانش بسنده(:کافی)، دربرابر پیش آمدهای ناگواری که در زندگی و زاستار(:طبیعت) برایش پیش می آمد.با نگاهی پندارگونه روبرو گردید. خُرافاتی شد. باور کرد که شاید نیروهایی ویران کننده وخشمگیننیز باید دراین هستی اثرگذار باشند تا چنین رویدادهایی ناگوار ورنج آور را پدید آورند.آفت وبیماری ها، زلزله وآتشفشان، رعد وبرق وسیلاب، آتش سوزی های جنگل، خشم راهزنان وبیگانگان؛ اینها باید از نماد ونیرویی برآمده باشند! که خدایانی خشمگین آنها را پدید آورده اند. آنان نادیدنی می باشند.به همین بهانه، بسیاری به تُوتِم پرستی روی آوردند.هرتیره برای خود بُت هایی از سنگ وچوب درست کردند، تا به پرستش آنها بپردازند.اینگونه بُت پرستی همچنان دربین برخی از تیره های هند وآسیا به یادگار مانده است.در ایران باستان، برخی داده های زاستاری را جانمایه چنین رویدادهای ناگواری پنداشتند.بدین باور؛ خورشید و ماه، ابر وباد، آب وآتش را که بیشتر در دسترس بودند را بیشتر موشکافی کردنداز هریک درخواست یاری گرفته تا شاید از پیش آمدهای ناسازگار جلوگیری کنند.تیشتر، فرشته باران زا شد تا درآسمان با دیو آپوش که نماد خشکسالی است به جنگ بپردازد.وایُو ایزد باد یاری خواهد کرد، ورهرام ایزد پیروزی برساند، ایزدِ مِهر پیمانداری را گوشزد کند، اَناهیتا، آب چشمه ها را افزون سازد و...بااین فرآیند، مَرتوهای در هر کشوری، بین هرتیره(:قوم) وبا فرهنگ های گوناگون، استوره هایی برای خود پدید آوردند. استوره هایی درجهان به ریخت(:شکل) درآمدند. وهمچنان برزبان ها روان می شود.در این گیرودار؛دغل بازانی سودجو نیز در هر هازمان، بین هر تیره پدیدار شدند. تا از جهان غیب بگوینددر سرزمین ایران، کرپان ها واوسیج ها(:پیشوایان پنداری) به یاری کاوی ها(:فرمانروایان هازمانی) به ریخت در آمدند.پیشنهاد آنان، انجام آیین هایی شگفت انگیز برای جلوگیری و از بین بردن خشمِ نیروهای نادیدنی شد، که تنها آنان آگاهی داشتند.!به دستور آنان،نیاکان ما تا سده ها، گاو را قربانی می کردند. خون آنرا با شیره گیاهی دیگر که هوم نام داشت آمیخته کرده ودر آیین هایی که کرپن ها نوآوری کرده وباور داشتند، می نوشیدند.دراوج مستی و بیخردی، فریاد می زدند تا ازین پس، خشم خدایان پنداری فرو کش گردد!تا بدینشیوه، زلزله وآتشفشان پیش نیاید.کشاورزی آفت نبیند.کسی تب نکند وبیمار نشود.با این ویژگی های هازمانی در گستره پهناور سرزمین ایران؛زرتشت چشم به جهان گشود.او با با پندار نادرستِ اینگونه پیشوایان دروغین به مبارزه پرداخت. آنان را دیو یسنا(:پرستندگان بدی ها) دانست. چندی که گذشت، درپی آزار وی برآمدند.زرتشت به زاستار روی آورد تا خود، به رازهستی پی ببرد.زرتشت سال ها در چگونگی گیاه وجانور وآسمان وزمین اندیشه کرد.جابجایی ستاره ها- پیدایش شب وروز- نوافشانی خورشید- حرکت آب و باد- رویندگی دانه ازخاک- بهار با جان گرفتن هستی- میوه های رنگارنگ در تابستان- برگ ریزان پاییزی- برف وکولاک زمستانی؛ همه درس زندگی وی شدند.پس از سال ها زرتشت با درون نگری وخودآگاهی به سرچشمه هستی باور کرد وآنرا دانشی بی پایان خواند.دانایی. وآگاهی که هرکس آن را بیابد، به راز هستی پی خواهد برد.اشوزرتشتویژگی چنین فروزه ای را اهورامزدا نامید.خدایی که جان می افزاید وخردمندی را سفارش می کند. آنگاه، به میان مرتو ها بازگشت و پیام گوی رازهایی شد که از هستی دریافته بود.🔥🔥🔥🔥🔥درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنانگزینش ونگرش: موبد کورش نیکنام🏵 @zoroaster33 🏵ادامه👇👇
پرسش : موبد نیکنام اهورامزدا در پیام زرتشت چگونه خدایی است؟پاسخ : اهورامزدا را تاکنون پژوهشگران « دانای بزرگِ هستی بخش» برگردان کرده اند. به باور، برداشت ودل آگاهی من از بینش اشوزرتشت در گات ها، « اهورامزدا» چم (:معنی) ژرف تر وارزشمند تر از این برگردان را دارد که در نسک (:کتاب) هایی به آن اشاره شده است. چنین اندیشیده ام که: دانا «اسم فاعل» است به چم کننده کار، کسی که می داند. بزرگ نیز فروزه (:صفت) چیزهای مادی است. کوه بزرگ، سنگ بزرگ، ماشین بزرگ. اهورا نیز به چم «هستی بخش» گفته شده است. این برگردان نیز «اسم فاعل» است، کسی که هستی را بخشیده است. با این برگردان از واژه «اهورامزدا»، پروردگار اندیشه زرتشت نیز همانند خدای برخی ادیان، موجودی خواهد بود که در جایی مانند آسمان جای گرفته، سخاوتمندی کرده که هستی را به ما بخشیده است. او بزرگ و قدرتمند وگاهی خشمگین وانتقام گیر خواهد بود. بنابراین شایسته است همه بنده وبرده چنین موجودی باشند. ولی در بینش زرتشت، هیچگاه به چنین خدایی با این ویژگی ها اشاره نشده است. اشوزرتشت هنگامی که در سرودهایش «گات ها» ازاهورامزدا سخن به میان می آورد، انگار از گونه یی انرژی وفروزه یاد می کند که سرآغاز وسرانجام هستی است. سراسر هستی را فراگرفته و با آن آمیخته شده است. این خدا ویژگی موجودی که کننده کار« اسم فاعل» باشد را درپیام او ندارد. به باور من واژگان «مزدا» و«اهورا» که اشوزرتشت جداگانه وگاهی باهم در سرودهایش از آن یاد می کند. هریک برگردان ویژه ونیکوتری دارد. خدای اندیشه پیام آور وآموزگار ایرانی، زرتشت؛ بسیار بالاتر از یک موجود ناشناخته است که کارهای سترگ وناممکن را از او خواستار باشیم وهرگاه چشم به راه معجزه وکار شگفت انگیزی از او داشته باشیم. سرنوشت نیک وبد را برایمان بنیان گذاشته باشد، پس از این جهان نیز پاداش وکیفر را برای کارهای نیک وگناهان ماآماده کرده باشد. اهورامزدا «اسم فاعل» وکننده کار نیست، اگر چنین باشد! چنین خدایی را چه کسی آفریده است؟ چگونه درهستی پدیدار شده است؟ چنین خدایی پیش از «هستی» وجود داشته وفرآیند هستی یکی از کارهای اوست؟ یا نخست هستی به ریخت آمده (: شکل گرفته) وپس از آن خداوند در آن پدیدار شده است؟. در برداشت من از بینش اشوزرتشت: مزدا به چم « دانایی وآگاهی» است وفروزه یی که می توان به آن پیوست کرد، بزرگی نیست بلکه « بیکرانی» است. بیکران (:آنچه پایان نمی پذیرد). دانش بیکرانی که سرآغاز پیدایش هستی بوده است وبا هنجاری درست (: اشا) وبه یاری خرد مرتوها (:انسان) که پیوسته یار وهمکار این «مزدا» بوده اند. آنچه از ملیون ها سال پیش تاکنون درزندگی پدیدار شده، کشف شده، آفریده واختراع شده تا همگان درگذر زمان بهآگاهی رسیده اند. همه به یاری « دانش وآگاهی بیکران» (: مزدا) بوده است. «اهورا» نیز در برداشتی که از بینش زرتشت داشته ام «اسم فاعل» نیست. نیکوترین برگردان واژه اهورا (: هستی مند) خواهد بود نه « هستی بخش» « هستی مند» آنچه خود دارای هستی بوده وبا هستی آمیخته شده است، اهورا اِشغِ پرشور هستی است. همانند واژگان اندیشمند، دانشمند وهنرمند است که دارای اندیشه، دانش وهنر می باشد. بنابراین واژه اهورامزدا را می توان: «دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» نامید. دانش بیکرانی که هرگاه بخواهیم از او یاد کنیم، به اوپناه ببریم یا به او نزدیک شویم؛ بایستی دانش را در خویش افزون سازیم. ازخرد بهره بگیریم تا به دانایی دست یابیم. آنگاه به راز هستی وچیستی پدیده های ناشناخته پی خواهیم برد. آنچه تاکنون نشناخته، ندیده، درک نکرده ونشنیده ایم؛ با ابزار دانایی وخرد همگانی، اندک اندک آشکار شود تا بدین سان با خداوند هستی همراه وهماهنگ شده باشیم. دانش وآگاهی بیکران (:مزدا) در هرهنگام ودر همه جا یاور وپشتیبان ما خواهد بود چنانچه آن را دریابیم، به کارگیریم، ستایش کرده وخشنودگردانیم. با این نگرش به اهورامزدا در بینش زرتشت؛ پندارگرایی، خرافه پرستی، نادانی واندیشه پوچ در زندگی مرتوگان (:بشر) جایگاهی نخواهد داشت وبیگمان (:اهورامزدا) که دانایی وآگاهی بیکران همگانی درهستی است، بهروزی وآرامش را پیوسته به دانایان پیشکش خواهد کرد. برگرفته از تارنمای 🌐www.kniknam.comدرگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنانگزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام🏵 @zoroaster33 🏵
بینش مزدایی {۵۶}اهورامزدا، دانش وآگاهی هستی مند.آنگاه تو را سپند و اثربخش شناختمکه دریافتم سرآغاز آفرینش جهانی.هر سخن وکرداری، پاسخی مناسب دارد.بدی سزای بدکارانونیکی پاداش نیکوکاران است.هنر تو تا پایان آفرینش پابرجا خواهد بود.یسنا؛ هات ۴۳ بند ۵برگرفته ازدنسک:گات ها، نغمه های ایران باستانبرگردان: موبد کورش نیکنام🌹🔥🌹پیام وسپارش زرتشت در این سرود:۱-- سرآغاز و سرانجام هستی، دانش وآگاهی است.۲-- پاداش نیکوکاران و سزای بدکاران جداگانه وگوناگون است.۳-- هر سخن و کرداری با هنر مزدایی پاسخ داده خواهد شد.🍁🍁🍁درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان@zoroaster33



