ارزش شاهنامه تنها زبانی و ادبی و حماسی نیست #فريدون_جنيدیبی شک شاهنامه به عنوان مهم ترين سند هويت م…
انتشار: 2026/07/20 11:23 UTC
ارزش شاهنامه تنها زبانی و ادبی و حماسی نیست #فريدون_جنيدیبی شک شاهنامه به عنوان مهم ترين سند هويت ملی ايرانيان بايد بيش از گذشته مورد توجه مسوولان و متوليان فرهنگی و آموزشی قرار گيرد. دانشگاه ها و كارگزاران فرهنگی و همچنين آموزش و پرورش بايد بيشتر از قبل به ارزش های هويتی و فرهنگی ايرانيان توجه كنند و اين شاهكار عظيم ادبيات جهان را به فرزندان ايران بياموزند و نسل های جوان تر را با اين اثر ارزشمند آشنا كنند. اما متأسفانه آن طور كه انتظار می رود به اين مسأله مهم توجه نمی شود و تا همین چند سال پیش تنها دو داستان از شاهنامه فردوسی را در كتاب های درسی دبيرستان می گذاشتند. در دوره لیسانس ادبیات فارسی نیز همین دو داستان وجود دارد. در يكي از اين دو داستان رستم فرزندش سهراب را مي كشد و در داستان ديگر رستم، اسفنديار يكي از پهلوان های بزرگ ايرانی را می كشد و اين گونه تخم كين به رستم بزرگ پهلوان ايرانی را در دل نسل هاي جوان تر می كاشتند و می کارند. در حالی كه اين داستان ها بايد به طور كامل و با شرح بيايد. هرچند فرزندان ايران زمين همواره به پهلوان های شاهنامه توجه داشته و دارند اما اين رويكرد آموزشی به پهلوان ها و شاهنامه درست نيست. در همين داستان نبرد رستم و اسفنديار می بينيم رستم بارها از اسفنديار خواهش می كند و می خواهد دست از نبرد بردارد ولی اسفنديار مامور از طرف گشتاسپ، اصرار دارد تا رستم را با بند به پای با خويش ببرد و رستم پاسخ می دهد من تن به اين كار نمی دهم و سرانجام رستم ناگزير به نبرد می شود و خوب اين بخش ها در روايت های انتخاب شده از داستان های شاهنامه در كتاب های درسی نبود. رستم نماد پهلوانی پاک برای ايرانيان است و در پایان ناچار به كارزار با اسفنديار می شود. سرانجام اسفنديار به عنوان يك پهلوان بزرگ ايرانی می گويد، مرا نه رستم كه پدرم كشت. برای بسياری از ايرانی ها در گستره بزرگ ايران فرهنگی كه بسياری از كشور های آسيای ميانه و افغانستان و شبه قاره و... را دربر می گیرد، رستم نماد پاكی و پهلوانی است و بايد بيش از گذشته در معرفی چهره خيرخواهانه و پاک اين پهلوان ايرانی كوشيده شود. در ميان جوان ها و مردم ايران بی شک علاقه و اشتياق به شاهنامه هست و بايد به اين موضوع بيشتر توجه شود.به باور من بازنويسی داستان های شاهنامه در شناساندن و رواج آن بسيار اهميت دارد، اگر نويسندگان چيزی از خود به آنها نیفزایند. در سالهای ۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ به اين می انديشيدم كه مردم چگونه با ارزش های ملی شان آشنا شوند، و سپس به این رسیدم كه باید داستان های شاهنامه را بخوانند. داستانهای رستم را در يازده بخش به نثر فارسی نوشتم. اهميت شاهنامه تنها به پاسداری زبان فارسی و حفظ هويت ملی ايرانيان نيست، بلكه بسيار نكته های ظريف علمی هم در آن مطرح شده است و شاهنامه، تنها داستان های حماسی و پهلوانی نيست و ارزش های اين شاهكار بزرگ تنها معطوف به زبان فارسی و شيوه نگارش و روايت فردوسی نيست، بلكه از بسياری جهات، از جمله تاریخ دانش، فرهنگ و تمدن، اين متن مهم و ارزشمند است.بنیاد نیشابوردرگاه(:کانال زرتشت و مزدیسنان)@zoroaster33



