باران یا واران یکی از زیباترین و کهنترین واژگان زبانهای ایرانی استباران که در پارسی با « ب » آغاز…
انتشار: 2026/07/20 11:29 UTC
باران یا واران یکی از زیباترین و کهنترین واژگان زبانهای ایرانی استباران که در پارسی با « ب » آغاز میشود، در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی با « و » تلفظ میشود. همانند گرگ/ ورک یا برف/ ورف و ....« باران و فعل آن باریدن » در زبانهای باستانی ایران : در پارسی میانه یا پهلوی ساسانی wārīdan باریدن و war یعنی دریاچه و vārān باران / اوستایی vār باریدن، باران و vari دریاچه / پهلوی اشکانی wārān باران / سغذی w'r باریدن، باران / سکایی bāra باران و ber باراندن / خوارزمی w'ry باریدن و w'r باران / و .....این واژگان از ریشه vār (بمعنای باران، آب) در ایرانی باستان هستند، که خود از ریشه « ایر و اروپایی » uēr , weh₁r بمعنای « آب، باران، رود » است. در نورسی باستان (اسکاندیناوی) vari یعنی آب و مایع / در لوویایی ( از زبانهایی باستانی آناتولی در هزاره دوم پیش.م ) 𒉿𒀀𒅈 با خوانش wār یعنی آب / در سانسکریت یا هندی باستان vār یعنی آب، باران / و ... که این نشان از پیوند و همریشهگی بسیار کهن زبانهای آریایی و اروپایی دارد.در زبانهای ایرانی نو : کردی wārīn, bārīn / بلوچی gwār / آسی ( بازمانده سکایی غربی ) waryn باریدن / پشتو ( بازمانده سکایی شرقی ) wōrēdel باریدن / و ...🔷 تیشتر : ایزد باران در اوستا.🔻 تِـشْـتَـر یشت که تیشْـتَـر یشت و تیر یشت نیز نامیده میشود، هشتمین یشت اوستا است. این یشت در بزرگداشت و ستایش پر فروغترین و درخشانترین ستاره آسمان که همانا ستاره «تِشْتَر» باشد، سروده شده و یکی از دلکشترین بخشهای اوستاست. امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اَمرداد ماه اتفاق میافتد. اما در زمان سرایش تیر یشت، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در حدود اوایل تابستان بوده است که نام ماهِ «تیر» نیز از همین واقعه گرفته شده است. به دلیل اینکه بالا آمدن ستاره «تِشْـتَر» با افزایش بارندگی و پایین رفتن این ستاره با کاهش بارندگی توأم بوده است، بین این ستاره و بارندگیهای فراوان ارتباطی احساس شـده است کـه در سراسر این یشت به این باور اشاره شده است: می ستاییم ستاره درخشان و شکوهمندِ تِشْتَر را ... می ستاییم آب دریای فراخکرت را و رود «وَنْـگوهی» در همه جا پُر آوازه را، نام «گِـئوشِ» مزدا آفریده را و فَـرِّ کیانی را . میستاییم ستاره درخشان و شکوهمند تِشْـتَر را، آن در بردارنده تخمه آبها و آن توانای بزرگِ نیرومند، و آن دورنگرنده بلندپایگاه و زَبَردست را، آن بزرگواری که نیکنامی از اوست و تبارش از «اّپَـمنَـپات» است..باران در شعر فردوسی :.چو از دامن ابر چین کم شودبیابان ز باران پر از نم شود.همی سوخت آباد بوم و درختبه ایرانیان بر شد آن کار سختز باران هوا خشک شد هفت سالدگرگونه شد بخت و برگشت حال.همانا که باران نبارد ز میغفزون زانک بارید بر سرش تیغدرگاه(:کانال زرتشت و مزدیسنان)@zoroaster33



