🍃کوچ آریاییان،از مفاهیم مندرآوردی دوران استعمار👈 دکتر #آزاده_احسانیچندی پیش درگیر پژوهشی دربارۀ م…
انتشار: 2026/07/24 18:06 UTC
🍃کوچ آریاییان،از مفاهیم مندرآوردی دوران استعمار👈 دکتر #آزاده_احسانیچندی پیش درگیر پژوهشی دربارۀ مساله کوچ یا بهتر بگویم کوچهای آریاییان به فلات ایران بودم، و در دمادم همین پژوهشها بود که با پدیدۀ کم و بیش نوینی که تازگیها در میان دانشمندان هندی باب شده است، آشنا شدم.امروزه بسیارند پژوهشگران نوگرای هندی که دیگر سخنان سدههای پیشین درباره کوچ آریاییان، برایشان پذیرفتنی نیست؛ و اینک به نظریه «آریاییان بومی» گرایش پیدا کردهاند. (آریاییان بومی هندوستان)آنان بر این باورند که تاریخنگاری چند سده پیش در خاور (:شرق)، پرداختۀ دوران استعمار بوده و با هدفهای ویژۀ سیاسی-اقتصادی انجام یافته است، و آن تاریخنگاریها امروزه دیگر مستند نیست.در این میان، پس از پرس و جو از استادم دکتر ریچارد فولتز در بخش ایرانشناسی دانشکده دین (religion) دانشگاه کنکوردیای مونترال کانادا، با نوشتههای یکی از استادان هندپژوه در دانشگاه راتجرز نیوجرسی، با نام ادوین بریانت آشنا شدم و از راه رایانامه با ایشان پیوند یافته و درخواست یاری در زمینه کوچ آریاییان كردم.ایشان در پاسخ به من نوشتند، «من بیش از آنچه که در کتابم (مباحثه هندوآریایی، مدارک و نتایج بر پایه تاریخ هند) آمده است، سخن دیگری ندارم؛ و دیگر از دست سیاسیبازیهای -غربیها- در مسالۀ «کوچ آریاییان» خسته شدهام /به اینجایم رسیده است!/، بنابراین چنانچه شما در پژوهشهایتان در این زمینه به جایی رسیدید، مرا هم باخبر کنید!».و همین سیاسیبازیهاست که هنوز هم پس از گذشت سدهها و پس از خالی شدن ظاهری غرب آسیا و شبهقاره هند از استعمارگران اروپایی، همچنان دنباله دارد. همین سیاسیبازیهاست که یک دانشمند و هندشناس آمریکاییِ به دور از شیله پیلههای سیاسی را نیز خسته و وامانده، وادار به کنارهگیری میکند تا برود و از دور تماشاگر دغلبازیهای شرقشناسان غربی باشد.و اما چرا امروزه نمیتوان دیدگاهی وارون دیدگاه غربیان درباره کوچ آریاییان ارایه داد؟ زیرا که شاید دیدگاه «آریاییان بومی»، رفتهرفته و دوباره بتواند خودباوریِ از دست رفته مردمان فلات ایران و هندیان را -هر چند پس از گذشت سالیان دراز و با کوشش فرهنگی فراوان- بازگرداند. از این رو، شرقشناسان غربی، تاریخها را آنگونه نوشتهاند که، باشندگان امروز فلات ایران و شبهقاره هند، گذشتۀ تاریخی و فرهنگی سرزمینشان را از آنِ خود ندانند، بلکه آن را از آنِ مردمان بیگانهای بدانند که شاید در زمانهای دور در این سرزمین میزیستهاند و پس از چندی نیز، نسل آن مردمان بافرهنگِ پیشین به دست همین آریاییان مهاجم و مهاجر (باشندگان کنونی فلات ایران و هند) برافتاده است!بنابراین برای غربیان بهتر است تا مردم ایران چنین بپندارند که، چنانچه در جیرفت، شهرسوخته، خوزستان، سیَلک، مارلیک و... شگفتیهای بیمانند تمدنی فراتر از ۷۰۰۰ سال همچون خط و نقشههای باستانی جهان و شاهکارهای معماری و سامانه پالایش (تصفیه) آب و عمل جراحی جمجمه و چشم مصنوعی و... یافت شد، اینها هیچکدام برهانی برای اینکه ایرانیان به خود ببالند، نیست؛ زیرا اینها دستاورد تمدنهای پیشاآریایی بوده است، و ایرانیان هیچ سهمی در آنها نداشتهاند! اما اگر در فلان غار در اتریش، غارنگارهای از انسانهای نخستین پیدا شود؛ آن انسان نخستین، بیگمان نیای مستقیم مردمان امروز اروپا و مایۀ سربلندی ایشان به شمار آمده، و خبرش در بوق و کرنا برای جهانیان پخش میشود!آری، نمایش رویارویی شرق و غرب همچنان بر پرده است. اما دریغ و افسوس که ما مردم خاورزمین، امروزه خودباوری خود را از دست دادهایم، و وامانده و سرگردان همچون مردمانی افسون شده به دنبال داستانهای غربیان به راه افتادهایم. افسون شدهایم و حتی پلک هم نمیزنیم.اینها در جایی است که، غربیها خود از اسکندر مقدونی در فیلمها و نوشتارهایشان چهرهای معنوی ساختهاند و پی در پی فیلم اسپارتاکوس و ژولیوس سزار میسازند. همزمان هم به ما باوراندهاند که گذشته به تاریخ پیوسته است و دیگر ارزشی ندارد. بنابراین شما شرقیها باید ببینید که، «امروز چند مَرده حلاجید؟».باری، غربیان به ما چنین آموختهاند که در کوی و برزن راه برویم و بگوییم، «داشتم داشتم را وِلش کن، و دارم دارم را بچسب». اما همزمان خود درباره «داشتم داشتمِ» نداشتهشان، فیلم و مستند میسازند و به خورد ما میدهند، تا ببینیم و بیاموزیم آنچه را که آنان میخواهند...دنباله نوشتار👇irane-ayandeh.blogsky.com/1402/02/28/post… @XeradsarayeFerdosiYazd


