#سرگذشت_پیدایش_خدایانبخش نخست#موبد_نیکنام از زمانی که مرتوگان(:بشر) در زندگی هازمانی خود درجای جای…
انتشار: 2026/08/18 18:37 UTCدریافت: 2026/08/18 18:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 18:55 UTC
#سرگذشت_پیدایش_خدایانبخش نخست#موبد_نیکنام از زمانی که مرتوگان(:بشر) در زندگی هازمانی خود درجای جای جهان به پیشرفت مناسبی دست یافتند.از غار نشینی به یکجا نشینی و سپس ابزار سازی پرداختند. با هوشمندی که داشتند در هرگوشه از سیاره زمین به تمدن های گوناگون دست یافتند.تا آنروزگار باور به خدایی نداشتند!نمی دانستند، خدا چیست؟خدا درکجا بسر می برد؟خدا، چه توانمندی هایی دارد؟چه نقشی در زندگی مرتوگان دارد؟.تا اینکه هر مَرتُو با نداشتن دانش بسنده(:کافی)، دربرابر پیش آمدهای ناگواری که در زندگی و زاستار(:طبیعت) برایش پیش می آمد.با نگاهی پندارگونه روبرو گردید. خُرافاتی شد. باور کرد که شاید نیروهایی ویران کننده وخشمگیننیز باید دراین هستی اثرگذار باشند تا چنین رویدادهایی ناگوار ورنج آور را پدید آورند.آفت وبیماری ها، زلزله وآتشفشان، رعد وبرق وسیلاب، آتش سوزی های جنگل، خشم راهزنان وبیگانگان؛ اینها باید از نماد ونیرویی برآمده باشند! که خدایانی خشمگین آنها را پدید آورده اند. آنان نادیدنی می باشند.به همین بهانه، بسیاری به تُوتِم پرستی روی آوردند.هرتیره برای خود بُت هایی از سنگ وچوب درست کردند، تا به پرستش آنها بپردازند.اینگونه بُت پرستی همچنان دربین برخی از تیره های هند وآسیا به یادگار مانده است.در ایران باستان، برخی داده های زاستاری را جانمایه چنین رویدادهای ناگواری پنداشتند.بدین باور؛ خورشید و ماه، ابر وباد، آب وآتش را که بیشتر در دسترس بودند را بیشتر موشکافی کردنداز هریک درخواست یاری گرفته تا شاید از پیش آمدهای ناسازگار جلوگیری کنند.تیشتر، فرشته باران زا شد تا درآسمان با دیو آپوش که نماد خشکسالی است به جنگ بپردازد.وایُو ایزد باد یاری خواهد کرد، ورهرام ایزد پیروزی برساند، ایزدِ مِهر پیمانداری را گوشزد کند، اَناهیتا، آب چشمه ها را افزون سازد و...بااین فرآیند، مَرتوهای در هر کشوری، بین هرتیره(:قوم) وبا فرهنگ های گوناگون، استوره هایی برای خود پدید آوردند. استوره هایی درجهان به ریخت(:شکل) درآمدند. وهمچنان برزبان ها روان می شود.در این گیرودار؛دغل بازانی سودجو نیز در هر هازمان، بین هر تیره پدیدار شدند. تا از جهان غیب بگوینددر سرزمین ایران، کرپان ها واوسیج ها(:پیشوایان پنداری) به یاری کاوی ها(:فرمانروایان هازمانی) به ریخت در آمدند.پیشنهاد آنان، انجام آیین هایی شگفت انگیز برای جلوگیری و از بین بردن خشمِ نیروهای نادیدنی شد، که تنها آنان آگاهی داشتند.!به دستور آنان،نیاکان ما تا سده ها، گاو را قربانی می کردند. خون آنرا با شیره گیاهی دیگر که هوم نام داشت آمیخته کرده ودر آیین هایی که کرپن ها نوآوری کرده وباور داشتند، می نوشیدند.دراوج مستی و بیخردی، فریاد می زدند تا ازین پس، خشم خدایان پنداری فرو کش گردد!تا بدینشیوه، زلزله وآتشفشان پیش نیاید.کشاورزی آفت نبیند.کسی تب نکند وبیمار نشود.با این ویژگی های هازمانی در گستره پهناور سرزمین ایران؛زرتشت چشم به جهان گشود.او با با پندار نادرستِ اینگونه پیشوایان دروغین به مبارزه پرداخت. آنان را دیو یسنا(:پرستندگان بدی ها) دانست. چندی که گذشت، درپی آزار وی برآمدند.زرتشت به زاستار روی آورد تا خود، به رازهستی پی ببرد.زرتشت سال ها در چگونگی گیاه وجانور وآسمان وزمین اندیشه کرد.جابجایی ستاره ها- پیدایش شب وروز- نوافشانی خورشید- حرکت آب و باد- رویندگی دانه ازخاک- بهار با جان گرفتن هستی- میوه های رنگارنگ در تابستان- برگ ریزان پاییزی- برف وکولاک زمستانی؛ همه درس زندگی وی شدند.پس از سال ها زرتشت با درون نگری وخودآگاهی به سرچشمه هستی باور کرد وآنرا دانشی بی پایان خواند.دانایی. وآگاهی که هرکس آن را بیابد، به راز هستی پی خواهد برد.اشوزرتشتویژگی چنین فروزه ای را اهورامزدا نامید.خدایی که جان می افزاید وخردمندی را سفارش می کند. آنگاه، به میان مرتو ها بازگشت و پیام گوی رازهایی شد که از هستی دریافته بود.🔥🔥🔥🔥🔥درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنانگزینش ونگرش: موبد کورش نیکنام🏵 @zoroaster33 🏵ادامه👇👇



