خبرت هست که بیروی تو آرامم نیست؟طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد…
انتشار: 2026/07/26 07:45 UTC
خبرت هست که بیروی تو آرامم نیست؟طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد؟سر مویی به غلط در همه اندامم نیستمیل آن دانهٔ خالم، نظری بیش نبودچون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیستشب بر آنم که مگر روز نخواهد بودنبامدادت که نبینم طمع شامم نیستچشم از آن روز که برکردم و رویات دیدمبه همین دیده، سرِ دیدنِ اقوامم نیستنازنینا! مکن آن جور که کافر نکندور جهودی بکنم، بهره در اسلامم نیستگو همه شهر به جنگم به درآیند و خلافمن که در خلوتِ خاصم، خبر از عامم نیستنه به زرق آمدهام تا به ملامت برومبندگی لازم، اگر عزت و اکرامم نیستبه خدا و به سراپای تو، کز دوستیاتخبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیستدوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنیبه دو چشم تو، که چشم از تو به انعامم نیستسعدیا! نامتناسب حیَوانی باشدهر که گوید که دلم هست و دلآرامم نیست#سعدی@zugemastan
