بعد تو کفش غزل ها را به پا کردم ، ببینقامتم خم شد مدارا با عصا کردم، ببینبعد تو بر گونه ام سرخاب شد…
انتشار: 2026/07/09 08:28 UTC
بعد تو کفش غزل ها را به پا کردم ، ببینقامتم خم شد مدارا با عصا کردم، ببینبعد تو بر گونه ام سرخاب شد خونِ قلمدر غمت من با هجاها خوب تا کردم ، ببینراستی… نام گلی را بر زبان آورده ای..!من گلِ نیلوفرم؛ بر شیشه ها کردم ببین..!قطره های اشکِ رویِ شیشه شاهد بوده اندمن به باران بهاری اقتدا کردم ،ببینانتظار از کوه یخ شاید که کاری نابجاستدر تولد جای تو خود را صدا کردم، ببین!دیگر ای مغرور با شعرِ من و آیینه امحلقه ی بد نامی از پایم جدا کردم، ببینبوسه ی حسرت به گلدان شکسته کاشتیدادخواهی از تو در گوشِ صبا کردم ببینخالی از احساس بودی ای تمامم بعداز اینمـیــروم؛ دل فارغ از چون و چرا کردم ببین#نیلوفر_سلیمانی🍃🌺🍃


