فدریکو گارسیا لورکا بزرگترین فرزندِ خانوادهای ثروتمند و فرهیخته بود که روز پنجم ژوئن 1898 در روست…
انتشار: 2026/08/20 07:08 UTCدریافت: 2026/08/20 09:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 09:55 UTC
فدریکو گارسیا لورکا بزرگترین فرزندِ خانوادهای ثروتمند و فرهیخته بود که روز پنجم ژوئن 1898 در روستایی کوچک در جنوب اسپانیا به دنیا آمد و تا دهسالگی که به همراه خانوادهاش برای ادامهی زندگی به شهر گرانادا مهاجرت کرد، در همان روستا زندگی کرد. فدریکو گارسیا لورکا تا چهارسالگی به دلیل یک بیماری ناشناخته، توانایی حرکت و بازی نداشت، به همین دلیل دورهی کودکیاش با داستانها، ترانهها و افسانههای کولیهای روستایش سپری شد. او در این دوره تحتتأثیر مادرش که پیانو مینواخت، به موسیقی علاقهمند شد، اما در سن هجدهسالگی موسیقی را کنار گذاشت و به سراغ نوشتن شعر و داستان رفت. لورکا در سن بیستسالگی برای ادامهی تحصیل در رشتههای حقوق و فلسفه به شهر مادرید رفت، اما دو سال بعد دانشگاه را رها کرد. بااینحال حضورش در فضای آکادمیک پایتخت اسپانیا، منجر به آشنایی و دوستی نزدیک با سالوادور دالی و لوئیس بونوئل، دو هنرمند آوانگارد مشهور آن زمان شد. همنشینی و دوستی نزدیک لورکا با سالوادور دالی باعث شد که او با جنبش سورئالیسم آشنا شود و همین آشنایی، تأثیری عمیق بر درونمایهی نمایشنامهها و شعرهای این نویسنده در سالهای بعد گذاشت. او اولین دفتر شعر خود را در سن بیستودوسالگی منتشر کرد و کمی بعد نامش بهعنوان شاعری آزادیخواه و چپگرا بر سر زبانها افتاد.او در دههی سوم زندگی تصمیم به مهاجرت گرفت، اما پس از حضوری دوساله در کشورهای آمریکا و کوبا به زادگاهش اسپانیا برگشت. این نویسنده در میانهی دههی 30 میلادی که کشورش درگیر جنگ داخلی شد بعنوان یک شاعر و نمایشنامهنویسِ مارکسیست شهرت پیدا کرده بود و همین مسئله، او را ناگزیر کرد که برای در امان ماندن از دست نظامیهای راستگرا، به روستای زادگاه خود در نزدیکی گرانادا پناه ببرد. در این سالها، شعرها و نمایش نامههای زیادی از فدریکو گارسیا لورکا منتشر و بعضی از آثارش نیز بر صحنهی تئاتر اجرا شده بود.لورکا در طی عمر کوتاه سی و هشتسالهی خود، دهها نمایشنامه و دفتر شعر منتشر کرد که بعضی از آنها در شمار محبوبترین آثار ادبی قرن بیستم شهرت یافت. این نویسنده اولین نمایشنامهی خود را در سال 1918 به نام «دوران نحس پروانهها» نوشت، اما اولین اثری که رسماً از او منتشر شد، «کتاب شعرها» نام داشت که در سال 1921 به چاپ رسید. این کتاب که گزیدهای از مجموعهی شعرهای لورکا را تا سن بیست ودوسالگی در بر میگرفت، لحنی عاطفی، تندوتیز و کنایهآمیز داشت و سرشار از استعارههای شاعرانهی او بود. لورکا در آغاز دههی 20 میلادی، با الهام از ترانههای محلی اسپانیایی، هایکوهای ژاپنی و شعرهای آوانگارد معاصر جهان، به طبعآزمایی در سرودن شعرهای کوتاه پرداخت که آن سرودهها دهه ها بعد از مرگش، در کتابی با عنوان «سوئیت ها» منتشر شد. این شاعر و نویسنده، در سن بیستودوسالگی و تحتتأثیر آشنایی با آهنگساز مشهور اسپانیایی، مانوئل دو فالا، مجموعه شعرهایی با عنوان «آهنگ عمیق» را بر اساس ترانههای کولیهای گرانادا سرود. او سپس به مطالعهی سنت تئاتر عروسکی اسپانیا پرداخت که نتیجهی آن، نوشتن نمایشنامهی «عروسکهای بیلی کلاب» بود.وی سپس با تأثیرپذیری از سالوادور دالی، به تجربهاندوزی در هنر آوانگارد و سورئالیسم پرداخت و نمایشنامههایی مانند «همسر شگفت انگیز کفاش» و «تراژدی گروتسک» را منتشر کرد. لورکا در سال 1928 با انتشار کتاب «تصنیف های کولی» نام خود را بر سر زبانها انداخت و در همین زمان، به تشویق نقاش بزرگ اسپانیایی، سالوادور دالی، نمایشگاهی از نقاشیهای خود را در شهر مادرید بر پا کرد. آنچه باعث شهرت دوچندان فدریکو گارسیا لورکا شد، انتشار کتاب «عروسی خون» بود که در سال 1933 بر صحنهی تئاتر نیز اجرا شد.فدریکو گارسیا لورکا یک سال بعد و تحتتأثیر مرگ دوستش در مسابقهی گاوبازی، مشهورترین اثر خود را با عنوان «مرثیهای برای ایگناسیو سانچز» که به نام «در ساعت پنج عصر» نیز شهرت دارد، منتشر کرد و بهعنوان بزرگترین شاعر مرثیهسرای اسپانیا شناخته شد. بعد از انتشار این سروده، او دو کتاب نمایشنامهی تراژدی به نامهای «یرما» و «خانهی برناردا آلبا» را منتشر کرد که منتقدان آنها را «سهگانهی تراژدی لورکا» نامگذاری کردهاند. زندگی فدریکو گارسیا لورکا اما دیری نپایید و با شروع جنگ داخلی در اسپانیا، نظامیهای راستگرا، این شاعر و نمایشنامهنویس بزرگ را بهخاطر دیدگاههای سیاسی و تمایلات شخصیاش، در شامگاه نوزدهم اوت 1936 در دامنهی تپههای بیرون از شهر گرانادا به گلوله بستند.t.me/abcdef123456_Hafthezarsalegan