فلاسفه و عرفا و تمامی اندیشمندان و متفکرین تاریخی هم از منبع و سرچشمهی درونی خود ادراک کردند و بعن…
انتشار: 2026/07/20 05:51 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
فلاسفه و عرفا و تمامی اندیشمندان و متفکرین تاریخی هم از منبع و سرچشمهی درونی خود ادراک کردند و بعنوان رانژه و سوژه عمل شد و همه آنها تنها توانستند ورقی به اوراق جهان بینی انسانی بیافزایند .حقیقت امر آن است که هستی خاکی در چرخه ای از حیات و رشد تکامل در گذر هست که قدرت چرخش بسیار قدرتمند تر از دیدگاه ها. نظریه ها و اعتقادات و شروع دینی و مذهبی میباشد و حتی اصول اعتقادی دینی که گفته شده است قدرت خداوند پشت آن است پایدار نمانده و هر از چند قرنی همان خدا هم شریعتی جدید با رسولی نو فرستاد تا اعتقادات مذهبی و دینی و آیینی ملتها را با چرخش کیهانی زمین تطبیق دهدبا این توضیح میگوییم که:همه تفاسیر عرفا و بزرگان مذاهب و فلاسفه، تنها یک برداشت شخصی از کنه کلیاتی هست که فراتر از قدرت تفکر و اندیشه های انسان ها بوده و هست .همه را عذر بنه .فیالبداهه قلمی شد. ارادتمند همه نو اندیشان هستم golnoush:کیست که میپرسد؟معصومه نفر:استاد من به نظرم میرسه بعضی عناصر بنیادین در هستی وجود دارند مانند وجود، ناپایداری، وحدت .... که با تفسیرهای ذهنی انسان به پوچی، عشق، زیبایی، رنج, تضاد، ... معنا می شوند. شاید انسان کاملی نباشد که بتواند بدون سوگیری و فیلترهای ذهنی، همه عناصر بنیادین را با هم در یک ترکیب بندی منسجم فهم و درک کند و بخاطر همینست که روایتهای مختلف انسانی شکل می گیرد ...مهتاب غضنفریمن و ما جزئی از هستی هستیم هستیی که از معنا و بی معنایی اکنده هست چرا باید ما خود را مشاهده گر و مفسر فرض کنیم در حالی که بخش معنا داری از هستی هستیم. پس رنج و اندوه و شادی و امید ما نیز بخشی از هستیست بخشی از معنای عظیم و ملغمه وار هستیست ما بیرون از این هستی نیستیم و چه بسا همین انرژی های حاصل از اطوار های ما گرداننده یا باز دارنده ی بسیاری از محرک های هستی باشند ما حلقه ایی از تمامی حلقه هاییم با تعاملات و قابلیت های ویژه خود چون اندوه شادی و غیرهما کشف نمیکنیم بلکه بر حسب ظرف و پتانسیل و نگاه خود خالق. این معانی هستیم در عین حالی که ما و معنا های حاصل از ما عین هستیست .
