بسم الله ✅جناب دکتر صادق زیباکلام دیروز در جلسه نقد کتاب شان «غرب چگونه غرب شد؟» در نشست سرای قلم گ…
انتشار: 2016/07/27 13:20 UTCدریافت: 2026/08/18 16:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:07 UTC
بسم الله ✅جناب دکتر صادق زیباکلام دیروز در جلسه نقد کتاب شان «غرب چگونه غرب شد؟» در نشست سرای قلم گفته اند: نگاه جمهوری اسلامی به مناسبات بین المللی یک نگاه ایدئولوژیک است.🖊🖊 چند نکته درباره ی این نظریه ایشان که از سالهای گذشته تا کنون در باب مناسبات بین المللی جمهوری اسلامی در مصاحبه ها و مناظره ها و سخنان ایشان تکرار شده است عرض می کنم:1⃣ به نظر می رسد پسوندی که جناب زیباکلام مناسبات بین المللی جمهوری اسلامی را دائما با آن توصیف می نماید؛ بیشتر از همه متأثر از نظریه مطرح شده از سوی مارکس و انگلس در باب ایدئولوژی است ،که ایدئولوژی را نوعی آگاهی کاذب و غیرواقعی می دانند که انسان ها بر اساس آن عمل می کنند و خود نمی دانند که این آگاهی دروغین است. 2⃣ دکتر زیباکلام نیزهمواره در این سال ها مشکل اصلی جمهوری اسلامی را «نگاه ایدئولوژیک محور به جهان» معرفی نموده است. یک نوع نگاه کاذب و متوهم که میراث سال های ابتدایی انقلاب و محصول تقلید بچه مسلمان ها از مارکسیست ها و رقابت با آن ها در ضدیت با آمریکا در آن دوره است که جهان را دو دسته می دانند:«یک دسته کشورهای زورگو، متجاوز و مستکبر که در راس آنها آمریکا وجود دارد و دسته دیگر کشورهایی که قدرتی ندارند اما آزاده و مستقل هستند و پیکار تاریخی بین این دو گروه وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران پرچمدار مبارزه تاریخی با قدرتهای استکباری و آمریکاست.» در حالی که مبارزه با استکبار و آمریکا و صهیونیسم از اصول ثابت نظام فکری_سیاسی امام خمینی ره از ابتدای نهضت در اوایل دهه چهل تا روز آخر حیات شان بوده است و بر اساس همین اصل تغییرناپذیر قرآنی بود که ایشان تسخیر لانه جاسوسی را بزرگ تر و مهم تر از خود انقلاب می دانستند.3⃣ واقعیت این است که جناب زیباکلام خود را از بن دندان معتقد به اصول لیبرالیسیم می داند، اما در این فقره به مثابه ی یک مارکسیست و ماتریالیست دو آتشه دهه پنجاه و شصت میلادی ظاهر شده است. زیرا بنا برنظریه ی «ماترياليسم تاريخى » آگاهي هاى هر دوره و عصر و زمانى جبراً وابسته به همان عصر و زمان است و با گذشت آن عصر و دوره، كهنه و منسوخ مىگردد و به بايگانى تاريخ سپرده مىشود. آگاهي ها، فلسفهها، طرح ها، پيشبينىها، مذاهب، همه زاده قهرى مقتضيات خاص همان عصرى هستند كه پديد آمدهاند و نمىتوانند با مقتضيات عصر ديگر تطابق داشته باشند.4⃣ ایشان در اردیبهشت 89 افرادی مانند «محتشمی، موسوی خوئینیها، هاشمی رفسنجانی و اصلاحطلبان» را به عنوان الگوی ایده آلی معرفی می نماید که درسال های اولیه انقلاب نگاه ایدئولوژیکی به جهان و سیاست خارجی داشته اند و الان با استفاده از تجربه سیاسی_اجتماعی از آن فاصله گرفته اند.که البته بر مبنای تحلیل های سیاسی مبتنی برمعرفت دینی ما این چهره های مطلوب ایشان مصداق ریزش های انقلاب اسلامی هستند که در تمامی نهضت ها و جریانات دینی مانند اسلاف شان به وفور وجود دارند و خواهند داشت. مانند این که کسی اصحاب با سابقه ی نهضت پیامبر ص را که در دهه چهارم هجری قمری دیگر مانند صدر اسلام فکر نمی کردند و در مقابل امیرالمؤمنین ع ایستادند را به عنوان الگوی کاملی که از تجربه سیاسی_اجتماعی بعد از پیامبر ص بهره مند شدند، معرفی نماید!!5⃣ طبیعی است که این نظریه ایشان را به جایی می رساند که در بهمن 1392 رژیم کودک کش و جنایتکار صهیونیستی را به رسمیت می شناسد و آن را در مصاحبه ای اظهار می کند.اما باید به ایشان عرض نماییم که همین طرز نگاه و تحلیل لیبرالی آمیخته به آموزه های مارکس و انگلس شما به سیاست خارجی نیز نوعی نگاه ایدئولوژیک به مناسبات بین المللی است واصولا در این موضوع حیاتی و مهم، نگاه خود آمریکایی ها هم فارغ از اصول ثابت ایدئولوژی شان نمی تواند باشد.ابوالفضل محمدی🔹@abolfazlmuohamadi