⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۱ --- 2026/08/12 💠 #برنا…
انتشار: 2026/08/17 14:49 UTCدریافت: 2026/08/20 22:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 22:00 UTC
⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۱ --- 2026/08/12 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل 🤷♂ متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻 ▪️🌷▪️ عضویت ↙️ @aboalishibany🔸واقعیت امر این است که به خدا قسم آنها فرصتطلب بودند، همین فرصتطلبی بود! علی را تنها گذاشتند تا دست بر دست بساید. یعنی اگر مردمی همراه علی بن ابیطالب بودند قطعاً قیام میکرد، اما رسول خدا به دلیل آگاهی از پیشینه امور میدانست چه اتفاقی خواهد افتاد. آن وقت یک احمقِ پسرِ احمق از میان شیعیان، از این بیارزشهایی که تشیع را نابود کردند، پیدا میشود و به تو میگوید: «او غیرت نداشت!» خدا رویت را سیاه کند ای فلانی، تو خودت غیرت نداری! این علی بن ابیطالب است، این پدر حسنین است، علی اگر آسمانها و زمین با او میجنگیدند، عالم را زیر و رو میکرد و به هیچکس نیازی نداشت، اما برای حفظ این... تو پستی و حقارت این امر را نمیدانی. 🔸او از نتیجه نفوذ در خانه رسول خدا و سخن عایشه به ابوبکر و عمر و عثمان مطلع شد که گفت: «من راهحلی برای شما دارم؛ اگر علی را رها کنید، اثری از شما باقی نمیگذارد و من هم به سرنوشت شما دچار میشوم. 🔸قضیه چیست؟ علی مانند اطاعت یک کنیز از سرورش، مطیع رسول خداست.» پس این مرد متعهد بود. چرا ابوبکر و عمر و عثمان به وصیت عمل نکردند؟ چرا؟ بگذارید ببینیم عمر چه کرد. رسول خدا فرمود: «برای من کاغذ و قلمی بیاورید، من در میان شما دو چیز گرانبها باقی میگذارم، نوشتهای برایتان بنویسم که در آن بگویم در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم: کتاب خدا و عترت اهل بیتم، اگر به آن دو تمسک جویید هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد.» عمر گفت: «این مرد هذیان میگوید!» چرا میگوید هذیان میگوید؟ چون میگوید چیزی میگوید که به آن عمل نمیکند و چون به محمد ایمان نداشت. اگر به آنچه علی بن ابیطالب به محمد ایمان داشت ایمان داشت، میگفت: «شنیدیم و اطاعت کردیم.» 🔸این شیعیان بر منبرها در لبنان و جاهای دیگر مینشینند و نامی از این مسائل نمیبرند، چرا؟ چون سال بعد دیگر اجازه نمیدهند بر منبر بنشیند، و این یک مصیبت است. چرا؟ چون [میگویند] تو نوعی تعصب فرقهای داری. من حق را میگویم، خب! قرآن تعصب فرقهای دارد؟ «بیایند پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و نفوس ما...» این نژادپرستی است؟ آیا خدا نژادپرست شد؟ یالا این را حل کنید، چرا؟ مبادا کلمهای بگویی، به خدا زبانت را میبریم! و سال بعد میبینی افتادهای و هیچکس به تو پولی نمیدهد. 🔸خب! فرق تو با آن که گفت «رکابم را از نقره یا طلا پر کن که من حسینِ باحجاب و والامقام را کشتم» چیست؟ فرق تو چیست؟ قرآن چه میگوید؟ «و هر کس از خدا پروا دارد، خدا برای او راه خروجی قرار میدهد.» فکر میکنید من نمیجنگم؟ با تمام قوتی که مردم دارند میجنگم، اما «و هر کس از خدا پروا دارد، خدا برای او راه خروجی قرار میدهد و از جایی که گمان نمیبرد به او روزی میدهد.» سرسختترین دشمنانم با من تماس میگیرند، سرسختترین دشمنانم! میگویند چه میخواهی؟ فقط کوتاه بیا و هرچه در زندگیت بخواهی به تو میدهیم. گفتم در زندگیام چه میخواهم؟ از تو میخواهم یک چیز به من بدهی. گفت به تو یک میلیون، ۱۰، ۲۰، ۳۰ میلیون میدهم فقط سکوت کن. گفتم نه، از تو میخواهم دو روز به عمرم اضافه کنی. گفت نمیتوانم. گفتم خب، اگر نمیتوانی، اما میتوانی عمرم را کوتاه کنی؟ این ممکن است، اما زیاد کردنش را نمیتوانی. آیا با تمام این پولهایت میتوانی دو دقیقه به عمرم اضافه کنی؟ گفت نه.گفتم من به سوی کسی میروم که عمر و زندگی و فرزندانم در دست اوست، و بر این اساس من مثل تو فروشی نیستم. این امر مرا در حیرت فرو برد. کاری که سید مجتبی انجام داد — خدا حفظش کند و آن را مانند آنچه رخ داد گرداند — یک کودتای نظامی بود. به این کودتا پیشتر گفته بودند [ناواضح]، پیشتر اسماعیل قاآنی گفت نترسید فکر میکنید تغییر را نیاوردند، کمی صبر کنید به خدا قسم ما را کاملاً تغییر خواهند داد. شما به او پشتگرم نباشید. او فرمانده بزرگ محسن رضایی را آورد، احمد وحیدی را آورد، کسانی را آورد که میتوانند مسیر ایران را تغییر دهند و دشمن آمریکایی را شگفتزده کنند و چنان بازدارندگی ایجاد کنند که نظیر نداشته باشد. دشمن دیگر از کودتایی که عراقچی رهبری میکرد ناامید شده است، این رئیسجمهورِ بیمصرف! این موضوع را وقتی به شما میگویم با آگاهی میگویم انشاءالله. مبادا کسی بیاید و بگوید من فلان کس هستم و تعجب کند که کسی با او مصاحبه کرده یا با کسی سخن گفته است، متوجه شدید؟ این موضوع را بگذارید خیلی خوب بشنوند. این مردم اگر از خدا میترسیدند پیجر و غیر پیجر را رها نمیکردند. پیجر در برابر این هول و هراس موجود چیز سادهای است. اقدامی میکردند اگر برای خدا و ولایت علی بن ابیطالب احترامی قائل بودند. اقدامی میکردند که هرکس نام علی بن ابیطالب را میبرد دیگر در مجالس حسینی آنها کار نکند چون فرقه ساختند.

