Na Moshakhas -Doholchi – Jebreieel, Naseredin Shah Qajarمامور شد ز حضرت دادار، جبرئیلآمد به یاری شه…
انتشار: 2026/06/23 04:33 UTCدریافت: 2026/08/01 00:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:07 UTC
Na Moshakhas -Doholchi – Jebreieel, Naseredin Shah Qajarمامور شد ز حضرت دادار، جبرئیلآمد به یاری شه بی یار ،جبرئیلوقتی رسید دید حسین را میان خونگفتا فدای جان تو، صد بار جبرئیلبرگو که پیکری که منش پروریدهامبیند چه سان جراحت بسیار، جبرئیلاین گفت و سایه بر بدن آن جناب کرداز شه پر به دیده خونبار جبرئیلشاه شهید دیده گشوده به ناله گفتای پیک وحی خالق جبار، جبرئیلبردار سایهات زسرم این دم وصالحایل مشو میان من و یار، جبرئیلگر سایه افکنی، به سر اصغرم فکنآن طفل هست چو گل بیخار، جبرئیلمادر نداشت شیر و منش هم ندارم آبلب تشنه گشت کشتهی اشرار، جبرئیلآن نوجوان شبیه جدش پیغمبر استکن سایهای به احمد مختار، جبرئیلاندر کنار علقمه هر لحظه بگذریکن سایهای به میر علمدار، جبرئیلعباس آب آور لب تشنگان مندارد به تن جراحت بسیار جبرئیلخواهی برادرم حسن از تو رضا شودکن سایه ای به قاسم افکار جبرئیلشو سایبان به راس درخشان قاسممچون هست آن یتیم دل افکار، جبرئیلدر راه شام چون گذری بر عیال ماکن سایهای به عابد بیمار، جبرئیلطفلم سکینه و دختر زارم رقیه راآنجا زنند سیلی بسیار، جبرئیلاندر خرابه گر گذرت گشت از وفاکن سایهای به زینب افکار جبرئیلگر خدمت حسین و علی بر تو لازم استکن سایهای به عترت اطهار، جبرئیلاندر مدینه گر گذری ای برادرمده تسلیت به دختر بیمار جبرئیلپرواز چو کنی، تو به لوح و قلم رسیکن ثبت شعر #ناصر_قاجار جبرئیل@adabe_farsi