آن زمان که دیگر نباشم ابری با توست،سایه اش بر سرتآن ابر منم نخواهی شناخت. پیراهنت با نسیمی رقصان گی…
انتشار: 2026/07/06 22:10 UTC
آن زمان که دیگر نباشم ابری با توست،سایه اش بر سرتآن ابر منم نخواهی شناخت. پیراهنت با نسیمی رقصان گیسوانت پریشانیک دست بر دامن و دست دیگر بر گیسوان؛آن نسیم منم نخواهی شناخت. در تنهایی سخن میگویی؛با آن که نیست. باز میگویی هر آنچه را تا کنون نگفتهایبا تمام جان به تو گوش میسپارد! آن که نیست منم؛نخواهی شناخت.به ناگاه سوزشی در جانت..بی آن که بدانی از کجاست.قلبت به تپش در میآید از خاطرات!آن سوزش منم؛نخواهی شناخت! #عزیز_نسین


