همه آهوان صحرا سَرِ خود گرفته بَر کف...به اُمید آنکه روزی به شکار خواهی آمد.....امیر_خسرو_دهلوی@ada…
انتشار: 2026/08/21 13:03 UTCدریافت: 2026/08/22 06:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 06:03 UTC
همه آهوان صحرا سَرِ خود گرفته بَر کف...به اُمید آنکه روزی به شکار خواهی آمد.....امیر_خسرو_دهلوی@adabiyat_va
پستهای تلگرام — ادبیات و...
به دل گفتم: «کدامین شیوه دشوار است در عالم؟» نفس در خون تپید و گفت: «پاس آشناییها»بیدل دهلویشبتون آرام☘@adabiyat_va
.نزار_قبانی دربارهٔ ایران گفته بود:«کشور شما زیباترین کشوریست که دیدم، اینجا باران میخندد، گل ها میخندند،شکوفههای بارانخورده میخندند،بوتههای یاسمن بر سر دیوار ها میخندند، پسچرا هیچ آدمی نمیخندد؟......».@adabiyat_va
«آواز صبحگاهی زمین»🎶کره زمین صبحها آواز میخواند!محققان ناسا موفق به ضبط صدایی شبیه غوغای پرندگان شدهاند که توسط ذرات پرانرژی در سطوح بالای مگنتوسفر زمین در فضا ساطع میشوند.کمربند مغناطیسی زمین با گرفتن ذرات بادهاي خورشيدي، طنيني را به اعماق فضا ارسال مي كند كه دریافت آنها در هنگام صبح راحتتر است و به همین دلیل به نام «همسرایی سپیدهدم» نیز شهرت دارند. حالا می شود فهمیدکه چرا به جهان universe می گویند ،uni واحد و verse معنی سرود است .به عبارتی جهان یک سرود و سمفونی جاودانه است که اینک ناسا هم آن را به اثبات رسانده است.#موسیقی_زمین ✨🌏✨_در توضیحات فایل آمده که از هیچ ساز و افکت ی در آن استفاده نشده احساس قشنگ عشق و به آغوش کشیدن زمین ،با کل حیات موجود در آن را فارغ از هر گونه دسته بندی تجربه کنید . تجربه ای شگفت انگیز خواهد بود این اتصال ..اتصالی با کل فارغ از مرزها ،دسته بندی ها، نژاد ها، و عقاید سلیقه ها و ...@adabiyat_va
بزن که سوز دل من به ساز میگوییز ساز دل چه شنیدی که باز میگوییمگر چو باد وزیدی به زلف یار که بازبه گوش دل سخنی دلنواز میگوییمگر حکایت پروانه میکنی با شمعکه شرح قصه به سوز و گداز میگوییکنون که راز دل ما ز پرده بیرون شدبزن که در دل این پرده راز میگوییگوش زمین به نالهٔ من نیست آشنامن طایر شکسته پر آسمانیامگیرم که آب و دانه دریغم نداشتندچون میکنند با غم بیهم زبانیامشهریار
عشق منما همدیگر را تشنه یافتیمو سر کشیدیمهر آنچه که آب بود و خونما همدیگر را گرسنه یافتیمو یکدیگر رابه دندان کشیدیمآنگونه که آتش میکندو زخم بر تنمان میگذارداما در انتظار من بمانشیرینی خود را برایم نگه دارمن نیز به تو گل سرخی خواهم داد ...#پابلو_نرودا
اشتباه از ما بود ، اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله میدیدیمدستهامان خالی ، دلهامان پُرگفتگوهامان مثلا یعنی ما!کاش میدانستیم هیچ پروانهای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمیآورد.حالا مهم نیست که ،تشنه به رویای آب میمیریماز خانه که میآئی ، یک دستمال سفید، پاکتی "سیگار"، گزیده شعر فروغ،و تحملی طولانی بیاوراحتمالِ گریستنِ ما بسیار است!سید علی صالحی
