میخوام انقدر خوشبخت بشیم که تو هفتاد سالگی... تو رویِ تختِ چوبیِ کنار حوض بشینی، شاملو بخونی و پیپ…
انتشار: 2026/02/22 17:43 UTCدریافت: 2026/08/22 05:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 05:11 UTC
میخوام انقدر خوشبخت بشیم که تو هفتاد سالگی... تو رویِ تختِ چوبیِ کنار حوض بشینی، شاملو بخونی و پیپ بکشی.من با پیرهن چین دار بلندِ گلگلی و دوتا فنجون چای دارچين بیام کنارت بشینم.تو شاملو بخونی و من با قیچی و شونه کوچیکم موهایِ یکدست سفیدت رو مرتب کنم و شنلِ رویِ دوشم رو بپیچم دورت تا سردت نشه.تو شاملو نخونی و از وضعِ کارِ پسرمون تعریف کنی و من ها کنم رو شیشه های گردِ عینکت و با گوشه پیرهنم تمیزش کنم.تو شاملو نخونی و چای دارچینت رو با نبات مزه مزه کنی و من خبر بارداری دختر کوچیکمون رو بهت بدم.میخوام انقدر خوشبخت بشیم که تا هفتاد سالگی پا به پایِ هم موسفید کنیم و آرامش نفس بکشیم. از همون خوشبخت هایِ واقعی که برای سردرد همدیگه هم دلهره میگیرن، حرفی از رفتن و نبودن نمیزنن. دعوا و درد هم دارن اما نمک زندگیشونه.که تو شاملو بخونی و من چایی دارچین برات دم کنم. دلبر جانتو بمان...خوشبخت شدنت با من.#محیا_زند@aevien 🍁 🍂