✹﷽✹ 🌹 🌿 دوش میآمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود رسم عاشق کشی و شیوه شهرآ…
انتشار: 2026/08/15 07:33 UTCدریافت: 2026/08/16 14:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 14:20 UTC
✹﷽✹ 🌹 🌿 دوش میآمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی جامهای بود که بر قامت او دوخته…✹﷽✹ 🌹 یک سینه حرف هست، ولی نقطهچین بس استخاتون دل و دماغ ندارم ... همین بس است یک روز زخم خوردم یک عمر سوختمکو شوکران؟ که زندگی اینچنین بس است …عشق آمدهست! عقل برو جای دیگرییک پادشاه حاکم یک سرزمین بس است !مورم، سیاوشانه به آتش نکش مرایک ذره آفتاب و کمی ذرهبین بس است !ظرف بلور! روی لبت خندهای بپاشنذری ندیده را دو خط دارچین بس استما را به تازیانه نوازش نکن عزیزکه سوز زخم کهنهی افسار و زین بس استاصلا از این به بعد، شما باش و شانههاتما را برای گریه سرِ آستین بس است… #حامدعسکری@Aghaliiyat | اَقَــلیَّــــــت


