@agheliahmad📚 یک کشور میتواند با مدیریت درست منابعش ساخته شود؛ یا با مدیریت نادرست، ثروتش را از دس…
انتشار: 2026/08/20 04:33 UTCدریافت: 2026/08/20 20:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 20:40 UTC
@agheliahmad📚 یک کشور میتواند با مدیریت درست منابعش ساخته شود؛ یا با مدیریت نادرست، ثروتش را از دست بدهد.▫️ در سال ۱۹۰۵، نروژ از سوئد مستقل شد. کشوری با تاریخی دریانوردی و اقتصادی متکی بر ماهیگیری، کشتیرانی، صنایع دریایی، چوب و نیروی برقآبی. نروژ پیش از کشف نفت نیز کاملاً بیصنعت نبود، اما در مقایسه با کشورهای ثروتمند امروزی، اقتصادی کوچکتر و درآمدی پایینتر داشت.نقطهٔ عطف بزرگ در ۲۳ دسامبر ۱۹۶۹ اتفاق افتاد؛ زمانی که شرکت آمریکایی Phillips Petroleum کشف میدان عظیم Ekofisk در دریای شمال را اعلام کرد. تولید نفت از این میدان در سال ۱۹۷۱ آغاز شد و عصر نفت نروژ عملاً شکل گرفت.اما نفت بهخودیخود تضمینکنندهٔ ثروتمند شدن یک کشور نیست.دولت نروژ از همان ابتدا تلاش کرد مالکیت و کنترل حاکمیتی خود بر منابع طبیعی را حفظ کند و در عین حال از تخصص و سرمایهٔ شرکتهای خارجی نیز استفاده کند. سیاست نفتی نروژ حاصل تصمیم یک نفر نبود؛ بلکه نتیجهٔ همکاری دولت، پارلمان، حقوقدانان، کارشناسان و سیاستمداران مختلف بود.در این میان، Jens Evensen، حقوقدان و دیپلمات برجستهٔ نروژی، در شکلگیری چارچوب حقوقی و سیاستی مربوط به منابع نفتی نقش مهمی داشت. اما موفقیت نروژ را نمیتوان به تصمیم یا اقدام یک فرد نسبت داد.در سال ۱۹۷۲، پارلمان نروژ اصول مهمی را برای سیاست نفتی کشور تصویب کرد و شرکت دولتی Statoil نیز تأسیس شد؛ شرکتی که بعدها به Equinor تبدیل شد.هدف این بود که درآمد حاصل از منابع طبیعی تنها به نسل حاضر تعلق نگیرد.نروژ بهتدریج نظامی ایجاد کرد که در آن دولت سهم قابلتوجهی از درآمدهای نفتی را دریافت میکرد، شرکت ملی نفت خود را توسعه میداد، دانش و توان فنی داخلی را افزایش میداد و درآمد نفتی را از هزینههای جاری اقتصاد تا حد امکان جدا میکرد.▫️ گام بسیار مهم بعدی در سال ۱۹۹۰ برداشته شد؛ زمانی که پارلمان نروژ ایجاد Government Petroleum Fund را تصویب کرد. نخستین انتقال پول به این صندوق در سال ۱۹۹۶ انجام شد.این صندوق بعدها به Government Pension Fund Global، یا همان «صندوق ثروت ملی نروژ»، تبدیل شد.منطق آن ساده اما بسیار مهم بود:درآمد حاصل از یک منبع پایانپذیر نباید بهسادگی خرج شود؛ بخشی از آن باید برای آینده سرمایهگذاری شود.دولت نروژ درآمدهای نفتی را وارد صندوق کرد و سرمایهٔ صندوق را در بازارهای جهانی، در سهام، اوراق قرضه و داراییهای دیگر سرمایهگذاری کرد. به این ترتیب، بخشی از ثروت حاصل از نفت از یک منبع زیرزمینی و پایانپذیر، به یک دارایی مالی برای نسلهای آینده تبدیل شد.نروژ همچنین «قاعدهٔ مالی» ایجاد کرد تا میزان برداشت از صندوق با ظرفیت اقتصاد کشور سازگار باشد. این قاعده در طول زمان تغییر کرده و در سالهای اخیر بر اساس بازده واقعی مورد انتظار بلندمدت صندوق، حدود ۳ درصد در نظر گرفته شده است؛ نه اینکه یک قانون مطلق وجود داشته باشد که «اصل پول هرگز تحت هیچ شرایطی قابل استفاده نیست».نتیجه چشمگیر بود.صندوق که در سال ۱۹۹۶ با نخستین واریز سرمایه شکل گرفت، در دهههای بعد به یکی از بزرگترین صندوقهای سرمایهگذاری جهان تبدیل شد. ارزش آن در سال ۲۰۲۴ در حدود ۱.۷ تریلیون دلار بود و بخش بزرگی از این رشد علاوه بر درآمدهای نفتی، حاصل بازده سرمایهگذاریهای جهانی صندوق بوده است.نکتهٔ مهم اینجاست:نروژ فقط نفت را پیدا نکرد؛ بلکه برای مدیریت ثروت نفتی نهاد ساخت.آنها کوشیدند از بیماریهایی که در بسیاری از کشورهای نفتخیز دیده شده است—وابستگی شدید به نفت، نوسان اقتصادی، فساد، رانت و مصرف سریع درآمدهای نفتی—تا حد امکان دور بمانند.موفقیت نروژ نتیجهٔ یک «نه» تاریخی از سوی یک نفر نبود.این موفقیت حاصل دههها سیاستگذاری، اجماع سیاسی، مالکیت و کنترل دولتی، مالیاتستانی، توسعهٔ توان داخلی، ایجاد صندوق ثروت ملی، شفافیت و انضباط مالی بود.و شاید مهمترین درس نروژ همین باشد:ثروت طبیعی یک کشور را ثروتمند نمیکند؛ نحوهٔ اداره و تبدیل آن ثروت به سرمایه و نهادهای پایدار است که میتواند آیندهٔ یک کشور را بسازد.نروژ نفت را برای چند نسل خرج نکرد؛ تلاش کرد بخشی از نفت را به سرمایهای تبدیل کند که نسلهای بعدی نیز از آن بهرهمند شوند.منبع واقعی ثروت نروژ فقط نفت نبود؛ نهادهایی بود که برای مدیریت نفت ساخت./کانال رشد و توسعه📚به کانال تلگرامی #تحلیلهای_اقتصادی بپيونديد :👇@agheliahmad@agheliahmad


