✍️ ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن در ایرانگرگ «توتم و نماد آذربایجان» نیست!…
انتشار: 2026/06/21 09:42 UTCدریافت: 2026/07/31 23:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:56 UTC
✍️ ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن در ایرانگرگ «توتم و نماد آذربایجان» نیست!👤نیما عظیمی⏱️ زمان خواندن1دقیقه ناسیونالیسم تصنعی تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن از اواسط قرن ۱۹ شکلی سیاسی به خود گرفت. این جریان از همان آغاز، ماهیت قومیقبیلهای داشت نه ماهیت ملّی؛ بنابراین در تلاش بود که در عصر دولت-ملتها یک هویت و ملیّت برای خودش دست و پا کند. در نهایت این گداییهای ناسیونالیستی تبدیل به یک ایدئولوژی محض شد و جریان پانترکیسم نیز زادهٔ همان است.پانترکیسم از همان آغاز در تلاش بوده که بخش بزرگی از چیستی و هویت خود را در زدودن و نفیِ هویتِ ایرانی آذربایجانیها تعریف کند؛ هویت آذریها را با عنوان تُرک جعل کرده و مذبوحانه تلاش کرده است که آذربایجانِ تمامایرانی را در بخشی از جریان برساختهی «ناسیونالیسم تُرک» یا «ملّت تُرک» زورچِپان کند!از جمله دستدرازیهای سیاسیِ جریان واگرای پانترکیسم در این زمینه، دروغ بزرگ آنان در معرفی گرگ به عنوان توتم یا نماد آذربایجان است! پانترکیسم با لباسِ فرهنگ و مظلومنماییهای فرهنگی پا به میدان سیاست و ایرانستیزی نهاده است.اما اینکه گرگ نماد یا توتم مردم آذربایجان است یا خیر؟! نیاز به یک پیشجمله کوتاه در مورد مفهوم «توتم» و «توتم باوری» دارد. توتم یعنی آن موجودی که یک گروه انسانی یا قبیله یا طایفهای آن را نیا یا جَدِ مقدّسِ خود میدانند. این توتم، اغلب یک «حیوان» است. از سالها پیش تا به امروز، عدهای از سر ناآگاهی و به سهو، عدهای نیز کاملا هدفمند و به عمد در تلاشند که گرگ را به عنوان توتم آذربایجان معرفی کنند! این درحالیست که حیوان گرگ کمترین پیوندی با فرهنگ آذربایجان ندارد. نسبت دادنِ توتم گرگ به فرهنگ و تاریخ آذربایجان، حرکتی کاملاً سیاسی و در راستای جُداسازی ایران و آذربایجان از همدیگر است. روشن است که برای اثبات هر ادعایی ضرورت دارد که با سند و مدرکِ علمیِ معتبر سخن گفته شود. در این بخش اشارهای خواهم داشت به نام استاد «محمد جعفری قنواتی» (عضو شورای عالیِ علمیِ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، عضو شورای علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال ۸۸، ویراستار علمیِ دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال۹۱، و صاحب آثار فراوان علمی و معتبر دیگر از جمله « درآمدی بر فولکلور ایران» است). براساسِ نظریهٔ تخصصیِ این دانشمند، «گرگ هرگز توتم و نمادِ آذربایجان نبود و نیست».برای مثال، بنابر گفته «محمد جعفری قنواتی» در مورد باورهای اهالی آذرشهر در آذربایجان شرقی: «چوپانان این شهر بر این باورند که اگر کسی ناخودآگاه کلمهٔ ترکیآذریِ "قورد" یعنی "گرگ" را به زبان آورد، سر و کله گرگ همانساعت همانجا پیدا میشود».هماو اشارهای دارد به بازی مشهور «گرگم و گلّه میبرم»، که بیانگر درندهخویی و دزد بودن گرگ است.(نک: آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟ محمد جعفری قنواتی. آینه میراث موسسه پژوهشی میراث مکتوب، سال ۲۰، شماره ۲، «پیاپی:۷۱»، پاییز و زمستان ۱۴٠۱. سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران)البته این نگاهِ منفی و سرشار از نفرت نسبت به گرگ، مختص آذرشهر نبوده و در جایجایِ مناطق آذرینشین ازجمله زنجان و ارومیه و... نیز جاری است.یک مصداق بارز دیگر از «استاد شهریار تبریزی» میآورم. شهریار در همین راستا شعری به زبان ترکیِ آذری سروده که چند بیت از آن را به همراه ترجمه میآورم:«ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییتدیق قویون اولدوقایت ایله قول- بویون اولدوقوقتی سگمان گرگ شد، ما بازگشتیم و همچون گوسفندان همراه صمیمی سگ شدیمقوردوموز دیشلرینی هی قارا داشلاردا ایتیلتدیقویونون دا ایشی بیتدی!گرگ دندانهایش را با سنگ سیاه تیز کرد و کار گوسفند تمام شد!سون، سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی- داغیتدیاکیلیب، ایت گئدیب ایتدیبالاخره گرگ به گلّه حمله برد و گلّه را پاره پاره کرد. سگ نیز گم و گور شد»...نکتهٔ قابل تأمل در مورد این سرودهی استاد شهریار و گرگ در این شعر اینجاست که، بدون شک استاد شهریار به اندازهای خردمند و آگاه و با دانش بود که اگر گرگ نماد یا توتم آذربایجان باشد، اصلاً چنین شعری را نمیسرود.به هر روی، یک سری گروههای هدفمند به تقابل با فرهنگ پاک و تمامایرانیِ آذربایجان برخاستهاند؛ که باید با روشنگری در برابر این جریانهای ایرانستیز ایستاد و پاسخشان را داد. به عنوان نگارندهٔ این سطور از شهر تبریز، با صدای بلند میگویم: هرگونه ادّعا در مورد پیوند آذربایجان با نماد گرگ یا کتاب دهدهقورد، ادعایی نادرست و البته هدفمند میباشد! ریشه این نفرتپراکنیها و تحرکاتِ ضدایرانی، کاملا سیاسی است.📎روزنامه زنگان امروز. ۳٠پاینده ایران✅ اهل قلم و فرهنگ:👉🆔 @ahleghalamvafa


