ساعت ۴ صبح یه صدای وحشتناک از پشت بوم میومد انگار یکی می خواست شیشهها رو بشکونه، از خواب پریدم دیدم مامانمم از خواب پریده،گفتم صدای چیه؟ گفت فکر کنم دزده می خواد شیشه ها رو بشکونه،سکوت شدبعد همونجور که دراز کشیده بود گفت بدو برو در رو باز کن کفش های من رو بیار تو :)واقعا اینکه ممکنه من بترسم، یا مثلا دزده من رو بدزده یا بهم آسیبی بزنه براش تعریف نشده.Join → @akhbar_roz ☜
صادق هدایت خیلی قشنگ گفت: "اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی."Join → @akhbar_roz ☜