🔴روايتى از سردار شهيد مدافع حرم على محمد قربانى🔹اوایل دهه ۹۰، هنوز شور اربعین در ایران بدین صورت زب…
انتشار: 2026/08/04 06:44 UTCدریافت: 2026/08/04 17:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 17:47 UTC
🔴روايتى از سردار شهيد مدافع حرم على محمد قربانى🔹اوایل دهه ۹۰، هنوز شور اربعین در ایران بدین صورت زبانه نکشیده بود. تعداد زوّاری که از ایران راهی کربلا میشدند روز به روز بیشتر میشد. دو مرز در استان خوزستان وجود داشت، یکی شلمچه و دیگری چذابه. مرز چذابه هنوز به صورت پایانه مسافری تجهیز نشده بود و امکانات کامل برای تردد زوار در آن مهیا نبود ولی مردم که میدانستند از آنجا هم میشود وارد عراق شد، به سمت مرز هجوم آورده بودند. 🔹یک روز با سردار شهید حاج علی محمد قربانی در محل کار در حال صحبت بودیم که تجمع زوّار در مرز خیلی زیاد شده و امکانات خیلی ضعیفه، باید یک فکری بکنیم. حاجی چه کاری میخوای انجام بدی؟ گفت: «الان با چند نفر از مدیران شهرداری تماس میگیرم، خدابزرگه». بالاخره یک نفر قبول کرد که همراه ایشان به مرز بروند و به زائرین امام حسین [علیه السلام] خدمت کنند. 🔹ما به مدت یک هفته هر روز بعد از وقت اداری یک ماشین پر از مواد خوراکی و… آماده میکردیم و به مرز چذابه میرفتیم و بین زوّار تقسیم میکردیم. حاج قربانی با آن محاسن سفید و اینکه بالاخره فرد شناخته شدهای بود، خاضعانه از مردم پذیرایی میکرد. هیچ گاه پست و میز و جایگاه، رفتار و منش ایشان را تغییر نداد و در مسیر دفاع مقدس باقی ماند، خادم آستان اباعبدالله بود و چه زیبا و دیدنی خواهر ارباب او را پذیرفت.🔴اربعین سال ۹۴ تازه از سوریه برگشته بود. طبیعتاً خسته بود وباید استراحت میکرد، اما عشق خدمت به مردم خصوصاً زوار اباعبدالله الحسین [عليه السلام] خستگی نمیشناخت. 📷 عکس: شهید علی محمد قربانی، مرز چذابه.🇮🇷 @akhbarjahadi | اخبار جنگ




