۶ سالم بود عروسی یکی از فامیلای بابام تو روستا بود و آخر شب طبق رسم و رسومات مزخرفشون مادر شوهر و خ…
انتشار: 2026/06/27 06:14 UTC
۶ سالم بود عروسی یکی از فامیلای بابام تو روستا بود و آخر شب طبق رسم و رسومات مزخرفشون مادر شوهر و خواهر شوهر باید برن تو اتاق حجله عروسو لخت کنن و آمادش کنن تا داماد بیاد بعد... ادامه داستان



