"کُرک و پرم ریخته!"چند روز پیش تو خیابون داشتم با پسرم فارسی حرف می زدم که دیدم آقایی جلو اومد و با…
انتشار: 2026/07/10 16:10 UTC
"کُرک و پرم ریخته!"چند روز پیش تو خیابون داشتم با پسرم فارسی حرف می زدم که دیدم آقایی جلو اومد و با فارسی شکسته سلام و احوالپرسی کرد و پرسید که ایرانی هستیم؟ بعد شروع کردیم به صحبت کردن. داستان جالبی داشت. می گفت که تو سوییس بدنیا اومده و بزرگ شده. پدرش فرانسویه و مادرش ایرانی. اما وقتی بچه بوده، پدر و مادرش از هم جدا شدند و این با مادرش زندگی کرده و بزرگ شده. البته مادرش از اینها بوده که از ایرانی ها دیگه خوشش نمیومده و سعی می کرده که از ایرانی ها دور باشند و حتی به این، فارسی هم درست یاد نداده!🤦♂️چند سال پیش که از دوست دخترش جدا شده، به شدت افسرده شده بوده و پیش یه روانشناس رفته. اونم گفته که برای بخشی از درمان بد نیست که حالا و هواشو عوض کنه و سفر بره. و بعد که فهمیده این یه ریشه ایرانی داره بهش گفته که خوب چرا ایران نمی ری و فامیلای ایرانیتو ملاقات نمی کنی؟! دکترش ایران رو هم می شناخته و تجربه سفر به ایران رو داشته و بهش گفته بوده که اگر بری ایران، بر خلاف تبلیغات منفی که میشه، به احتمال خیلی زیاد بهت خوش می گذره و برای یه بار امتحان کردنش می ارزه! اینم دیده بد ایده ای نیست و مادرش هم استقبال کرده تا بالاخره بعد از سال ها با ریشه های خودش آشتی کنه! اینطوری شده که چند سال پیش اولین بار اومده ایران.خلاصه که اون سفر خیلی بهش خوش گذشته بوده! فامیلاش با اینکه اولین بار بوده می دیدینش، خیلی تحویلش گرفتند و مدام بردنش اینور و اونور و کلی غذاهای خوشمزه خورده و صفا کرده! البته که خوب به یه ایرانی دو رگه چشم آبی هم تو ایران بد نمی گذره!😁 انقدر خوش گذشته که از اون موقع، یه بار دیگه هم اومده ایران و حتی یه معلم فارسی گرفته که بهش فارسی هم یاد بده. می گفت ایران به طرز عجیبی خوبه و بازم دلش می خواد که بره! اما می گفت خدایی اتفاقات ایران براش باورکردنی نیست!! چون مدتی بعد از اولین بار که اومده بوده ایران، ماجرای مهسا امینی شروع شده و سال گذشته هم یه جنگ، بعد حوادث دیماه و بعد یه جنگ دوباره!! از معلم فارسیش یاد گرفته که بهترین توصیف این حالتش اینه که بگه "کُرک و پرم ریخته!"😁 می گفت اصلا نمی تونه بفهمه که چرا ایران با این همه تاریخ و مردم خوب و اهل خوش گذرونی، اینجوریه؟ این همه داستانای عجیب داره!! بهش گفتم به ایرانی بودن خوش اومدی! ایران همیشه اینجوریه! دل می بره اما عشق پردردسریه! عشقِ کرک و پر ریزونیه! هر روز باید برای یه داستان آماده باشی! ته دلم اما نگران شدم که بنده خدا اومده بود ایران که افسردگیش حل شه اما حالا یک سری دردهای جدید به ذهنش اضافه شده!! دردهایی بدیهی اما بدون درمان! ما حالا به این وضعیت عادت داریم اما خدا به این بنده خدا رحم کنه!!😅

