آلودگی بصری⭕✳️اخیرا در کتابی به این اصطلاح برخوردم. سالها پیش دیدم که نمای یک ساختمان چند طبقه در م…
انتشار: 2026/08/09 07:08 UTCدریافت: 2026/08/11 21:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 21:25 UTC
آلودگی بصری⭕✳️اخیرا در کتابی به این اصطلاح برخوردم. سالها پیش دیدم که نمای یک ساختمان چند طبقه در میدان انقلاب به تابلوی تبلیغاتی تبدیل شده و آن زمان، تبلیغ گاج روی آن بود. تصویر آنقدر بزرگ بود که هر کاری می کردی نمی توانستی آن را نبینی. گویی می خواست به جشمان آدمی تجاوز کند و خودش را به زور وارد چشمان هر رهگذر کند. مدام با خودم می گفتم آیا کسی حق دارد تابلوی خود را آنقدر بزرگ بزند که همه مجبور شوند آن را نگاه کنند؟ آیا شهروندان و رهگذران حقی در این رابطه ندارند؟ بدتر از همه لامپهای نئون چشمک زن است که به شکل وحشتناکی روی اعصاب است. من اصلا یادم نمی آید که در اروپا چنین تابلوهای چشمک زنی دیده باشم. پارچه نوشته های زردرنگ مثل گوسفند زنده در اینجا عرضه می شود! نمونه فاجعه بار دیگری است که می توان بیان کرد. ✳️یادم هست که وقتی از ایران برای ادامه تحصیل رفتم به تنها چیزی که توجه نداشتم معماری بود و وقتی برگشتم ناخودآگاه از راه رفتن در شهر تهران احساس عذاب می کردم. به یک دوستم که معمار بود مسئله را گفتم پاسخ داد این به خاطر این است که در ایتالیا و بلژیک تحصیل کرده ای و نظم شهری حاکم بر آن ناخودآگاه ذهنت را نسبت به شلختگی فوق العاده نمای شهری تهران حساس کرده است. من هی احساس بی قراری می کردم که باید کاری کرد. عکسهایی از بی قواری نمای شهری گفتم و به یک اسلاید تبدیل کردم تا به شهردار وقت بدهم ولی تحویل نگرفت. هر شهرداری رسیده این حرفها را منتقل کرده ام و الان دنبال واسطه ای هستم تا آن اسلاید را به زاکانی نشان دهم و راه برونشوی عرضه کنم. دوستم به این تقلاها لبخندی می زد و می گفت کمی تحمل کن، عادت می کنی، تا حدی راست می گفت به مرور از آن عذاب راحت شدم ولی هیچ وقت به این وضعیت بهم ریخته شهری کنار نیامدم. ✳️خوب به خاطر دارم که تابلوی بانکها در اروپا کوچک و دراز بود مثلا به ارتفاع 40 سانت و به طول کل بانک. تابلوی وکلا، ثبت اسناد و غیره همگی در حد یک تابلوی 30 سانت در 20 سانت بودند. کسی تلاش نمی کرد با تابلوهای خیلی بزرگ، کسب و کار خود را در چشم شما بکند. به خاطر دارم که یک ایرانی که در شهرداری تورین کار می کرد برای من تعریف می کرد که راز چشم نوازی شهر تورین در یکنواختی بناهاست. او می گفت نمای ساختمان در اختیار شهرداری است و داخل در اختیار سازنده. ما اجازه نمی دهیم هر مصالح و هر رنگی را استفاده کند و یکنواختی نمای شهری را بر هم بزند! یک لحظه به یکی از میادین تهران نگاه کنید که چطور ساختمان آجری، سنگ مرمر، ساختمان تمام شیشه ای و ساختمان با نمای فلزی کنار هم ساخته شده اند و همه با رنگهای مختلف!✳️البته تنها استثناء مهم در حقوق بصری شهروندان، تابلوهای تبلیغاتی بود که عمدتا پر از تصاویر زنان با لباس کم بود. گاه این تصاویر آنقدر بزرگ بودند که هیچ راهی نداشتی تا آنها را نبینی. برایم هنوز این پرسش هست اگر آلودگی بصری مسئله ای جدی است و تابلوهای ادارات، مغازه ها و غیره نقض حقوق شهروندی است، چرا تابلوهای تبلیغاتی که مملو از تصاویر جنسی است مشمول این قاعده نمی شوند. (بماند که متاسفانه در برخی شهرهای اروپا تصویر کاملا لخت هم در خیابان در تبلیغات وجود داشت). یا فراموش نمی کنم که وقتی با قطار تردد می کردم تلویزیون های نصب شده در ایستگاه قطار یک تبلیغ را آنقدر تکرار می کرد که به آدمی حالت تهوع دست می داد. یعنی غیرممکن بود سوار قطار شوی و حداقل ده بار این تبلیغ را ناخودآگاه نبینی چون توی قطار هم همین تلویزیونها وجود داشت و همان محتوا را تکرار می کرد. هیچ وقت این تناقض را نتوانستم بفهمم و درک کنم. خدا کند صنعت تبلیغات، ایران را هم به سرنوشت اروپا مبتلا نکند. جهت ارتباط و انتقال دیدگاه خود با این آیدی در ارتباط باشید: @Ali_Sarzaeempvکانال دوستدار سقراط (یادداشتهای علی سرزعیم) در بله @philosocrate

