نقد به نوشته بدفهمی حاکمیت قانونواقعا تعجب میکنم. هسته اصلی بحث بنده، این بود که «دین» در برابر «قا…
انتشار: 2026/08/11 06:38 UTCدریافت: 2026/08/16 23:44 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 23:44 UTC
نقد به نوشته بدفهمی حاکمیت قانونواقعا تعجب میکنم. هسته اصلی بحث بنده، این بود که «دین» در برابر «قانون» نیست!!! ولی باز هم فرض شده که طرف مقابل، «دین» را جایگزین یا رقیب «قانون» میداند و میگن مشکل شما با «قانون» چیه؟!! ما که میگیم هردوش باشه. مشکل شما به «دین» چیه؟ در واقع طرف مقابل را هر طور دلشان میخواد تصور میکنند و باهاش میجنگند (دشمن فرضی)!وقتی علیرغم تصریح، این هسته اصلی بحث فراموش شده یا عمدا به فراموشی سپرده شده و به جنگ دشمن فرضی پرداخته شده، اگر باز هم توضیح بدهم، آیا این بحث نتیجه خواهد داشت؟«دین» خودش حاوی قانون است دیگه. بخش عمده ادیان الهی، «شریعت» و «کتاب» است؛ باید دقت کنیم مفهوم «کتاب» در زبان عربی، تکست نیست و دقیقا معادل مجموعه قوانین است. پیامبر صاحب کتاب، یعنی پیامبر صاحب شریعت مستقلاینکه گفته میشود، از منابع دینی برداشت مختلف هست، خوب از هر قانونی هم برداشتهای مختلف هست لذا اینکه اصرار هست که این دو را معارض و رقیب هم معرفی کنند، یعنی یک سوگیری سیاسی در بحث است. یعنی دلمان میخواهد مشکلات کشور را ناشی از دینی بودن حکومت بدانیم!!ما که میگیم از مزایای هر دو استفاده کنیم. در خود دین هم «شاورهم فیالامر» و همچنین «امرهم شورا بینهم» آمده است و اجازه داده که بدنه جامعه مشورت کنند و قانونگذاری کنند. فقط این قوانین نباید مخالف قوانین دین باشه که در حکومتهای دیگر هم میگن نباید مخالف قانون اساسی باشهتشخیص این که چه چیزی مخالف قانون اساسی یا قوانین دین است هم همیشه با انسانها بوده والا خود کتابچه قانون یا کتاب دین که حرف نمیزننددر شورای نگهبان، هم فقیه داریم هم حقوقدان؛ تعارض قوانین عادی، هم با شریعت چک میشه هم قانون اساسیواقعا اینکه در ساختار جمهوری اسلامی، به خوبی هر دو دیده شده است، خیلی روشن است و این که عرض کردم بحثهای دهه ۶۰ است و در دوره دبیرستان، از این بحثها عبور کردیم، یک واقعیت است. این که اعتراض کردم که چرا این بحثهای نخنما و ابتدایی دوباره در یک گروه اندیشهورزی مطرح میشه، به خاطر این است که واقعا شرایط زمانی نشاندهنده اغراض سیاسی است؛ چرا همزمان با این بحثها، کاهش اختیارات ولی فقیه در شعام هم توسط دیگران مطرح شده؟در دهه 60 بحث میشد که جمهوری اسلامی، از نظر سرعت تصویب «قانون اساسی» توسط مردم پس از پیروزی، و درصد رای مردم به آن، رکورددار است. از همان ابتدا هم مجلس قانونگذاری در ساختار نظام دیده شد و این حجم قوانین که تصویب شده نشان میدهد که از عنصر قانونگذاری، چه اساسی، چه قوانین عادی، استفاده بهینه شده استلذا این وصلهها به جمهوری اسلامی نمیچسبداینکه گفته میشه در مقام اجرا به قوانین دین یا قوانین دیگر عمل نشده، خوب در کشورهای دیگر هم همین استایراد از مسلمانی ماست. یک مقداری اگر مجریان قانون، اغراض سیاسی و باندی خودشان را کنار بگذارند و به حرف ولی فقیه و به حرف مردم گوش بدهند، این مشکل کمتر میشهاینکه مزیتهای دینی بودن حکومت چیه، در یک پیام دیگه باید عرض کنم، هرچند اکثر اعضای گروه فکر کنم میدانند و تجربه امریکا و کشورهایی که ساختار غیر دینی دارند هم نشان میده

