یادداشـتهای مـن « واژهگزینی در شاهنامه »ناصر شاعلي- اليگودرزبخش دوم: 5- پر سيمرغ: در بخش قبلي اشا…
انتشار: 2026/06/19 19:31 UTC
یادداشـتهای مـن « واژهگزینی در شاهنامه »ناصر شاعلي- اليگودرزبخش دوم: 5- پر سيمرغ: در بخش قبلي اشاره ي مختصري به پر سيمرغ شده بود اما توضيح بيشتر آن. يکي ديگر از واژه هايي که حکيم فردوسي در شاهنامه آورده و به آن اشاره دارد پر سيمرغ است. سيمرغ وقتي با زال خداحافظي مي کند به خاطر علاقه ي که به زال پيدا کرده بود چون چند سالي او را تربيت کرده و به او غذا داده بود او پري از خودش به زال هديه مي دهد تا در مواقع ضروري آن را آتش بزند و سيمرغ به ياري زال يا فرزند او يا کساني از زال بشتابد. در نبرد رستم و اسفنديار با اينکه رستم بنا نداشت با اسفنديار وارد نبرد شود. چون ستاره شناسان و پيشگويان گفته بودند هر کس اسفنديار را بکشد عمر طولاني نخواهد داشت. اما اسفنديار اصرار داشت که رستم دست بسته پيش شاه ببرد.رستم به ناچار پذيرفت با اسفنديار وارد نبرد شود. در اين نبرد رستم صد وشصت تير به بدنش وارد شد و جراحات به قدري زياد بود که زال ناچار شد پري از سيمرغ را آتش بزند و سيمرغ فوري حاضر شد و پر خود را به بدن رستم ماليد و گفت وارد فلان چشمه بشود تا زخم هايش فوري بهبود يابد. رستم با اشاره ي سيمرغ اين کار را انجام داد و زخم هايش بهبود يافت. پس از آن وقتي توان مقابله با اسفنديار را نداشت دوباره پر سيمرغ را آتش زد و سيمرغ حاضر شد و راه مبارزه با اسفنديار را به رستم ياد داد.سيمرغ گفت اسفنديار رويين تن است زمان جواني وارد حوض روي مذاب شده و بدنش رويين شده تنها چشم اسفنديار است که آسيب پذير مي باشد اگر مي خواهي او را از پا درآوري به چشمش تير بزن و رستم هم چشمش را نشانه گرفت و تيري به چشم اسفنديار زد و او را از پاي درآورد. بخوردم صد و شصت تير خدنگنناليدم از بهر ناموس و ننگ بخوردي يکي تير چوب گزينسرت را نهادي به قرپوز زين تهمتن گز اندر کمان راند زودبدانسان که سيمرغ فرموده بود بزد راست بر چشم اسفنديارجهان تيره شد پيش آن نامدار 6- رويين تن بودن اسفنديار: انتخاب اين واژه ها توسط فردوسي رحمه ا... عليه يک نوع خرق عادت هستند که اين نوع خرق عادت ها به حماسه جان مي بخشند و آن را زنده مي کنند. حوض روي مذاب بسيار خطرناک و سوزنده است که اسفنديار وارد آن حوض شده است تا بدنش رويين تن شود. اما فردوسي به نحوي ماهرانه و استادانه اين رويين تن بودن اسفنديار را بيان کرده که هيچ کس به آن شک نمي کند و ذهن خواننده و شنونده به سمت و سوي نبرد مي رود تا اينکه به سمت حوض روي مذاب حرکت کند. اسفنديار وقتي وارد حوض روي مذاب مي شود چشم هاي خود را مي بندد تا چشم هايش آسيب نبينند. اينجاست که مي گويند اسفنديار رويين تن است و تنها عضوي از بدنش که آسيب پذير است چشم هاي اوست و لذا رستم وقتي از سيمرغ کمک ميگيرد البته توسط زال پدرش به او مي گويد فقط بايد چشم هاي اسفنديار را نشانه گيري کني و گرنه تيرهاي تو به بدنش کارساز نيست. و رستم هم چشم هاي اسفنديار را نشانه مي گيرد و به همان شکل که سيمرغ گفته بود او را از پاي در مي آورد. فردوسي بايد اسفنديار را به اين شکل معرفي کند او يک انسان معمولي و عادي نيست يک انسان ضعيف و ناتوان را هرگز در مقابل رستم پهلوان ايران قرار نمي دهد. فردوسي سعي مي کند انساني هم رزم و هم نبرد رستم باشد که يک سر و گردن از او بالاتر باشد يا حداقل با رستم هم کف باشد و گرنه شخصيت رستم براي خوانندگان زير سوال مي رود. ادامه دارد..



