📌 کدامیک پیش از دیگری است؟ یافتن خویش یا شریک عاطفی✍🏻 Theresa E. DiDonatoترجمه توسط کانال تلگرام عل…
انتشار: 2026/06/26 13:28 UTC
📌 کدامیک پیش از دیگری است؟ یافتن خویش یا شریک عاطفی✍🏻 Theresa E. DiDonatoترجمه توسط کانال تلگرام علی نیکجو @alipsychiatrist◽یافتن شریک عاطفی کار سادهای نیست؛ و همینطور یافتن پاسخی برای این سؤال آشنا و دیرینه که "من کیستم؟". آیا این دو جستوجو میتوانند همزمان اتفاق بیفتند یا "شناختن خود"، لازمهای برای قرار گرفتن در یک رابطهی رضایتبخش، و مقدم بر آن است؟ممکن است در مورد کسانی شنیده باشید که پس از طی کردن دورهای از قرارهای متعدد و رابطههای ناموفق، تصمیم گرفتهاند که در مسیر انتخاب شریک عاطفی دست نگه دارند و برای برههای از زمان بر خودشان متمرکز شوند؛ مواجههای عمیقتر با خود که بسیاری از اوقات به انتخابی مناسبتر و قرار گرفتن در رابطهای مطلوب منتهی میشود. سناریویی شبیه این که: "یکی از دوستان من با جهشهایی شتابزده از رابطهای به رابطهی دیگر میرفت. پس از تمام شدن هر رابطه، گزینهی بعدی در کوتاهترین زمان ممکن جایگزین فرد پیشین میشد. تا آنجا که دوست من به طور ناگهانی تصمیم گرفت این چرخه را متوقف کند و برای دورهای بدون شریک عاطفی و بدون شتابی برای یافتن آن زندگی کند. پس از این دوران، به طور غیرمنتظره وارد رابطهای شد که به نظر میرسد برای همیشه ادامه خواهد داشت و آن را سنجیدهترین انتخاب خود میداند."سوالی که پیش میآید این است که آیا صِرف گذشت زمان باعث متفاوت شدن انتخاب این افراد میشود؟ یا میتوان گفت که 'شناختن خود' یکی از مهمترین پیشزمینهها برای یافتن فرد مناسب و قرار گرفتن در رابطهای رضایتبخش است؟برخی نظریهپردازان برجستهی روانشناسی بر این باورند که خودشناسی یک تکلیف رشدی اساسی و مقدمهای برای شکلگیری توانایی عشقورزی است. به طور مثال اریک اریکسون که نقشهای طبقهبندی شده از مراحل رشدی از تولد تا مرگ، و اهداف روانشناختی قابلتحقق در هر مرحله را ترسیم کرده است، دوران نوجوانی را مرتبط با پروژهی رشدیِ هویتیابی -در برابر سردرگمی هویتی- و رسیدن به پاسخی در مورد 'کیستی خود' توصیف میکند که در صورت طی شدن موفقیتآمیز آن و شکلگیری درکی از هویت خود، فرد برای وارد شدن به مرحلهی بعد و تکلیف رشدی ابتدای بزرگسالی که ایجاد صمیمیت -در برابر انزوا- است، آمادگی خواهد یافت.اگرچه دورانی که در آن زندگی میکنیم متفاوت با میانهی قرن بیستم و زمانهای است که اریکسون ایدههای خود را ارائه میداد، اما شواهد پژوهشی همچنان تائیدکنندهی این دیدگاه هستند که داشتن درک شفافی از هویت و کیستی خود، تسهیلکنندهی قرار گرفتن در رابطهی درازمدت و رضایتبخش است. به طور مثال یک مطالعه که در سال ۲۰۱۰ در آلمان انجام شد نشان داد که اکثر افراد توالی رشدیی را طی میکنند که منطبق با مدل ارائه شده توسط اریکسون است و در این توالی، شکلگیری هویت(identity formation) پیشدرآمدی برای تجربهی صمیمیت(intimacy) است. مطالعات همچنین تائیدکنندهی این فرضیه هستند که برخورداری از خودشناسی عمیقتر، نه تنها احتمال وارد شدن به صمیمیت را افزایش میدهد بلکه با احساس خشنودی بیشتر در رابطهی شکل گرفته، ارتباط مستقیم دارد.اما نظریهی اریکسون کمبودهایی هم دارد؛ یکی از نقایص آن این است که امکان رسیدن به درکی از هویت را محدود به سالهای ابتدایی زندگی ترسیم میکند؛ چیزی نزدیک به این باور که، اگر در سالهای نوجوانی به شناختی از خود رسیدیم این کار انجام شده است و اگر نرسیدیم دیگر راهی برای رسیدن به این هدف وجود ندارد. این در حالیست که روانشناسی مدرن شکلگیری هویت را فرآیندی جاری و مداوم در تمام طول زندگی میداند. با این دیدگاه، اگرچه این باور حفظ میشود که خودشناسی میتواند مقدمهای برای ورود به رابطهی رضایتبخش باشد، اما در عین حال، جایی برای این ایده باز میشود که روابط، خود میتوانند زمینهای را برای خودکاوی و رسیدن به شناختی عمیقتر از خود فراهم کنند. به طور مثال، نتایج یک مطالعه نشان داد، افراد جوانی که قرار گرفتن در روابط عاطفی جدی را تجربه میکنند، به احتمال بیشتری به کند و کاو در کیستی خویش میپردازند و درک آنها از هویتشان، به واسطهی قرار گرفتن در رابطه، تقویت میشود.📌 ادامه در INSTANT VIEW مشاهده فوری#روان_پزشکی #روان_درمانی #رابطه #سلامت_روان #زوج_درمانی@alipsychiatrist
