پیشنهاد میکنم حتما این گفتگو را گوش کنید.گفتوگو دربارهی آیندهی ایران: چطور با مخالفانمان زندگی ک…
انتشار: 2026/04/30 23:37 UTCدریافت: 2026/08/22 01:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 01:20 UTC
پیشنهاد میکنم حتما این گفتگو را گوش کنید.گفتوگو دربارهی آیندهی ایران: چطور با مخالفانمان زندگی کنیم؟ castbox.fm/vb/932875512
پستهای تلگرام — کانال علی نورانی
من میثم معصومی، دکترای معماری از دانشگاه توهوکو ژاپن، عضو سابق هیئت علمی دانشگاه تهران و پژوهشگر مستقل معماری و شهرسازی ژاپن هستم.مایلم نسخه PDF ترجمه فارسی کتاب «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی» را که از زبان ژاپنی ترجمه کردهام، بهصورت رایگان در اختیار شما و علاقهمندان این حوزه قرار دهم.دریافت کتاب:drive.google.com/file/d/1mu1SCSRyAHJScuba… کتاب از آثار شناختهشده و ماندگار حوزه شهرسازی در ژاپن است و طی سالهای گذشته بارها تجدید چاپ و یکبار نیز بهطور کامل بازنویسی شده است. پروفسور میمورا در آن، با زبانی روشن، تجربه شهرسازی ژاپن و ابزارهای در اختیار شهروندان، متخصصان و مدیران شهری برای ساخت محیطی بهتر برای زندگی را معرفی میکند.کتاب میتواند برای دانشجویان و استادان معماری و شهرسازی، پژوهشگران، متخصصان و مدیران شهری مفید باشد؛ بهویژه برای کسانی که به تجربه ژاپن در پیوند میان برنامهریزی شهری، مشارکت شهروندان و همزیستی اجتماعی علاقهمندند.انگیزه من از انتشار رایگان این ترجمه ساده است: در روزگاری که شهرهای ما با بحرانها و عدمقطعیتهای فراوان روبهرو هستند، انتقال تجربه و دانش میتواند سهم کوچکی در ساختن آینده باشد. شاید هر کتاب تنها یک «خشت» باشد، اما آینده نیز از همین خشتها ساخته میشود.اگر کتاب را مفید یافتید، سپاسگزار خواهم شد آن را با دانشجویان، همکاران و دیگر علاقهمندان به اشتراک بگذارید. همچنین دریافت نظر و بازخورد شما درباره کتاب و ترجمه آن برای من بسیار ارزشمند خواهد بود.با احتراممیثم معصومی
. آتنا کامل و ایمان واقفی کتاب «فمینیستی زیستن» سارا احمد را ترجمه کردند ولی ارشاد بهش مجوز نداد و آنها هم برای چاپ به نشر نوگام سپردندش. نشر نوگام نسخه پیدیاف کتاب را، مثل همه کتابهای دیگرش، در سایتش گذاشته تا ساکنان ایران رایگان دانلود کنند. اگر خارج….درباره کتاب به نقل از مترجمانش:«این کتاب، آنچنان که از نامش برمیآید، دربارهی فمینیست بودن است؛ فمینیسم در قامت نوعی زیست و نوعی سبک زندگی. ما به کمک سارا احمد جهان را با عینکی جدید میبینیم و بهناگزیر در آن مداخله میکنیم. احمد اما در این مسیرِ پرسنگلاخ بر «خلاف جریان اصلی آب» شنا میکند. او میکوشد نشان دهد در این مسیر ما تنها نیستیم. احمد از اجتماعات فمینیستیای میگوید که بهواسطهی کتابها و فیلمها شکل میگیرند. او خود فهرستی از کتابهای محبوب و الهامبخشش ارائه میدهد؛ کتابهایی که در زیست فمینیستی، نجاتبخشاند. فمینیستیزیستن کتابی الهامبخش است که میخواهد راه را برای تشکیل گروههای «ضدحال» هموار کند؛ زنانی که بهرغم زیستن در جغرافیاهای مختلف، تجربههای مشترکی را زندگی میکنند. سارا احمد از رهگذر زندگی خود، از میزهای شام، دورهمیهای دوستانه و کنفرانسهای دانشگاهی میگوید و بعد با ابزار فمینیستیاش آنها را زیر و رو میکند. این استاد مستعفی دانشگاه، فمینیسم را پروژهای جهانی برای ساخت دنیایی دیگرگون میداند. او از خویشاوندی فمینیستیای حرف میزند که حاصل گره خوردن مشتهای درهمتنیدهای است که پا در این مسیر گذاشتهاند. احمد نشان میدهد ما به ایدهها، شیوههای تفکر، داستانها و فیلمهای جدید برای همراهی و اندیشیدن نیاز داریم، چون قبلیها دیگر کار نمیکنند. ما امیدواریم خوانندگان این کتاب، کلمات سارا احمد را همچون دعوتی به جهانی فمینیستی بخوانند؛ دعوتی به ایجاد شبکهای از ضدحالها و احضار فیگور فمینیستِ مداخلهگر. سارا احمد از دیوارهای سفت و سخت پیشرویمان میگوید. او نشان میدهد شکستن دیوارها همزمان هم آسیبپذیرمان میکند و هم نیرو میبخشد. فمینیسم بهکمک همین شجاعت و شکنندگی، نجاتبخش است. فمینیسم، آنچنان که احمد نشان میدهد، کاری جمعی است که با احساس آغاز میشود و پیوسته با رنجها، دیوارها، مصلحتاندیشیهای تکراری و نادیدهگرفتنها سر و کلّه میزند. احمد در این میدان با کلمات میرقصد؛ شور و نور میبخشد، آسیبپذیری و شکنندگی را موجه و لازمهی مسیر میداند، برای مواجهه با آن جعبهابزار فمینیستی میسازد و به این ترتیب، کلماتش را به اطراف پرتاب میکند؛ کلماتی که انگیزه و امید میدهند. احمد مهارت خارقالعادهای در آشنازدایی از امور آشنا دارد. اتفاقات روزمره و عادی زندگی را تردستانه به مسئلهای غیرعادی و معضلی قابل تامل بدل میکند. او بر ضرورت همبستگی و مراقبت حین تلاش و مبارزه تأکید ویژه دارد و از موقعیتهایی میگوید که بهشدت دردناک و پیچیدهاند. چنین کاری فرساینده، پرمخاطره و «عرقدرآور» است. درست به همین خاطر است که مراقبت از یکدیگر، بهویژه در ایام عسرت و عزلت، ضرورت دارد. احمد از ما میخواهد که به هم نیرو بخشیم، پشت یکدیگر را بگیریم و در یک کلام با همدیگر خطرناک باشیم.آتنا کامل و ایمان واقفی - بهار ۱۴۰۵.
.آتنا کامل و ایمان واقفی کتاب «فمینیستی زیستن» سارا احمد را ترجمه کردند ولی ارشاد بهش مجوز نداد و آنها هم برای چاپ به نشر نوگام سپردندش.نشر نوگام نسخه پیدیاف کتاب را، مثل همه کتابهای دیگرش، در سایتش گذاشته تا ساکنان ایران رایگان دانلود کنند. اگر خارج از ایران هستید، میتوانید نسخه الکترونیک یا چاپی کتاب را ازشان بخرید.توضیحات بیشتر درباره کتاب به نقل از مترجمان کتاب در پست بعد..
سلامبالاخره بعد از سه ماه اینترنت وصل شد، گرچه با سرعت کم، اختلال زیاد و فیلتربودن تقریباً هر آنچه به کار میآید. ولی دستکم تعدادی از فیلترشکنهای رایگان یا ارزان قدیمی دوباره کار میکنند و عده خیلی بیشتری به شکل پایدار به اینترنت وصل خواهند بود.من در این مدت به لطف کانفیگهایی که از یکی از دوستانم میرسید کمابیش وصل بودم، البته با سرعت لاکپشتی. ولی نوشتن در اینجا به نظرم بیمعنی بود. مهمتر از همه به این دلیل که بخش اعظم مخاطبان اینجا که ساکن ایرانند نبودند. دلیل دیگرش هم اینکه این روزها حرفزدن واقعاً سخت است. بلا از هر طرف میبارد و در محاصره چند دیو گیر افتادهایم. فعلاً هم امید بهبودی نیست. در هر حال، اینجا دوباره خواهم نوشت. باید دید در شرایط جدید و با حساسیتهای شدتیافته حکومت و برخوردهای سنگینتر از قبل اساسا از چه چیزهایی میشود گفت و از چه چیزهایی نه.در دوره جنگ در تهران بودم. اوضاع تقریبا همان بود که در این گزارش نوشتم، با این تفاوت که هرچه جلو رفتیم اضطرابمان بیشتر شد که این وضع تا کی قرار است ادامه پیدا کند و چندنفرمان قرار است در اثر این موشکها بمیریم یا خانههایمان را از دست بدهیم. شیشه خانه ما هم مثل خیلی خانههای دیگر شکست (خوشبختانه کسی آسیب ندید).نگرانی اقتصادی هم روزبهروز بیشتر میشد. جنگ موقتا تمام شد ولی تا چند هفته همین اینترنت نصفهنیمه را هم وصل نکردند تا مصیبت بیکاری و فقر گستردهتر و عمیقتر شود. با این وضع محاصره و فولاد و پتروشیمی و ... نمیدانم اوضاع تورم در ماههای آینده چه خواهد شد. فعلا که هم و غم همهمان مصروف این است که ماه را به آخر برسانیم. فکر و انرژی من هم در این مدت بیشتر از هر چیزی متوجه سرپا نگهداشتن کتابفروشی بود که خوشبختانه تا اینجا موفق شدهایم و چراغمان روشن است.قبلا چندبار نوشتهام و باز هم مینویسم که من همیشه مخالف جنگ بودهام و هنوز هم هستم. جدا از دلایل اخلاقی و ... اصولا جنگ را راهی برای رسیدن به اهداف جنبش مردمی ایران نمیدانم. ولی این هم روایت درستی نیست که بگوییم فقط یکسری خارجنشین سلطنتطلب طرفدار جنگند و برای مردم ایران بمب و موشک میخواهند. خیلیها را دیدهام که همه جنگ هم در تهران بودهاند و حتی شاید خانهشان هم از جنگ آسیب دیده و باز هم موافق جنگ بودهاند و حتی امروز هم منتظر حمله دوباره امریکا و اسرائیلند. حتما کسانی از طرفداران جنگ الان دیگر طرفدارش نیستند (که به نظرم اصلیترین دلیلش این است که جنگ به سقوط جمهوری اسلامی منجر نشد) ولی اینکه فکر کنیم بساط این فکر جمع شده به نظرم درست نیست. تا وقتی استیصال هست (که هست و شدیدتر هم شده) و امیدی به بهبود نیست (که فعلاً نیست)، این راهها طرفدار دارند. چشممان را رویشان نبندیم (نمیگویم تاییدشان کنیم، ولی ببینیمشان).بهمن دارالشفایی.
گفتوگو دربارهی آیندهی ایران: چطور با مخالفانمان زندگی کنیم؟کیانا کریمی در گفتوگو با مریم فومنی«جامعهای مثل ایران با همهی تجربههای تاریخی، طبقاتی، فرهنگی و سیاسی متفاوتش طبیعتاً همیشه پر از اختلاف خواهد بود. اما لازم نیست منتظر آشتی کامل این اختلافها بمانیم یا تلاش کنیم شبیه هم فکر کنیم. همانطور که قبلاً هم گفتم، هدف دموکراسی این نیست که همه به یک روایت واحد برسند. به نظر من این بیشتر شبیه یک خیال خطرناک است. هدف دموکراسی این است که بهرغم اختلاف عمیق بتوانیم بدون حذف یکدیگر کنار هم زندگی کنیم.»@NashrAasoo 💭گفتوگو دربارهی آیندهی ایران: چطور با مخالفانمان زندگی کنیم؟کیانا کریمی در گفتوگو با مریم فومنی«جامعهای مثل ایران با همهی تجربههای تاریخی، طبقاتی، فرهنگی و سیاسی متفاوتش طبیعتاً همیشه پر از اختلاف خواهد بود. اما لازم نیست منتظر آشتی کامل این اختلافها بمانیم یا تلاش کنیم شبیه هم فکر کنیم. همانطور که قبلاً هم گفتم، هدف دموکراسی این نیست که همه به یک روایت واحد برسند. به نظر من این بیشتر شبیه یک خیال خطرناک است. هدف دموکراسی این است که بهرغم اختلاف عمیق بتوانیم بدون حذف یکدیگر کنار هم زندگی کنیم.»@NashrAasoo 💭
فایل کامل ترجمه کتاب زیر:به عقب برنمیگردیم؛ زندگی، زوال و امید در سوریۀ جنگزده | رانیا ابوزید | مهدی هاتفمهدی هاتف، مترجم کتاب، ترجیح داده ترجمهاش را رایگان در اینترنت منتشر کند. فکر کنم حدسزدن دلایل این تصمیم سخت نباشد. این هم توضیحی است که خودش درباره کتاب نوشته:«این کتاب روایتی است میدانی، متهورانه و صد البته تلخ از فاجعۀ سوریه. میدانی از آن جهت که رانیا ابوزید، نویسندۀ لبنانیِ کتاب، عموما در متن رویدادهایی که گزارش کرده حاضر بوده است، از اعتراضات مسالمتآمیز ۲۰۱۱ گرفته تا جبهههای نبرد معارضین، تا تشکیلات پشتیبانی همسایگان، و تا زندانهای تاریک دمشق و بمبارانهایی که خانۀ نیمی از شهروندان سوریه را متروکه ساخت. به رغم این تنوع اما دغدغۀ کتاب واحد است: رنجی که گریبان یک ملت را گرفت.»اسم اصلی کتاب:No Turning Back: Life, Loss, and Hope in Wartime Syria.

