بعضی شبها، آدم به قدری تنهاست که دلش میخواهد از خودش بیرون بیاید، کنارِ خودش بنشیند، دستش را روی…
انتشار: 2026/06/30 21:10 UTC
بعضی شبها، آدم به قدری تنهاست که دلش میخواهد از خودش بیرون بیاید، کنارِ خودش بنشیند، دستش را روی شانهیِ خودش بگذارد و بگوید: "نگران نباش، من هستم." اما فاجعه درست از جایی شروع میشود که میفهمی حتی خودت هم دیگر حوصلهیِ خودت را نداری...