نخستین و بنیادیترین نقد ما به رضا پهلوی و تیم او، به برداشت از مفهوم دولت ملی، تمامیت ارضی و استقل…
انتشار: 2026/08/04 15:01 UTCدریافت: 2026/08/16 06:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 06:45 UTC
نخستین و بنیادیترین نقد ما به رضا پهلوی و تیم او، به برداشت از مفهوم دولت ملی، تمامیت ارضی و استقلال کشور بازمیگردد. از نگاه ما، هرگونه طرح درباره دولتها و حکمرانیهای محلی، مذاکره بر سر مرزهای دریایی، یا سپردن تصمیمات بنیادینی که به سرزمین و حاکمیت ملی مربوط میشود به نهادهایی که هنوز فاقد مشروعیت قانونی و رأی ملت هستند، میتواند راه را برای تضعیف دولت ملی باز کند.همچنین مطرح شدن ایدههایی مانند نظارت یا راستیآزمایی نیروهای نظامی توسط قدرتهای خارجی، از منظر ما با اصل استقلال کشور ناسازگار است و خطر وابستگی و کاهش حاکمیت ملی را در پی دارد.در همین چارچوب، ائتلافسازی سیاسی با چهرهها و جریانهایی که سابقه مخالفت با نظام پادشاهی یا نقشآفرینی در روند منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ داشتهاند، بدون آنکه مسئولیت سیاسی و تاریخی عملکرد گذشته خود را بپذیرند، نه تنها به آشتی ملی منجر نمیشود، بلکه میتواند مرزهای ارزشی و تاریخی را مخدوش کرده و به تقویت همان گفتمانهایی بینجامد که بسیاری از ملیگرایان آنها را در تعارض با منافع ایران میدانند.از سوی دیگر، تعریف نقش سیاسی صرفاً در قالب «رهبر دوران گذار»، «وکیل» یا «پل» و تأکید بر نداشتن تمایل نسبت به بازگشت به کشور و یا پذیرش مسئولیت سیاسی در آینده، این نگرانی را ایجاد میکند که قرار است در نهایت تصمیمگیری درباره مهمترین مسائل کشور به همان ائتلافهای سیاسی واگذار شود؛ ائتلافهایی که درباره پایبندی اعضای آنها به اصول بنیادینی چون تمامیت ارضی، استقلال ملی و هویت تاریخی ایران تردیدهای جدی وجود دارد.بحث ما درباره اصول و معیارهای سیاسی است. اینکه یک چهره ملی باید فراگیر باشد، درست است؛ اما فراگیر بودن به معنای بیتفاوتی نسبت به اصول بنیادین نیست. هیچ نظام سیاسی صرفاً با شعار «همه با هم» و بدون تعریف خطوط قرمز ملی و یا نادیده گرفتن اولویتها، نقشها و مسئولیتهای تاریخی نمیتواند پایدار بماند. ملیگرایی در عمل یعنی دفاع از منافع ملی، تمامیت ارضی، حاکمیت قانون و مسئولیتپذیری سیاسی. اختلاف ما بر سر همین روشها و تصمیمهاست.یکی از نقدهای مهم دیگر، نحوه مواجهه رضا پهلوی با انتقادهاست. وقتی با مخالفت و انتقادی روبرو میشود به جای بازنگری و سنجیدن استدلالها، واکنش وارونه نشان میدهد؛ یعنی هرچه بیشتر مورد انتقاد قرار میگیرد، بیشتر بر همان مسیر پافشاری میکند.گویی هر انتقادی برای او به جای فرصتی برای اصلاح، تبدیل به انگیزهای برای حرکت در همان جهت با شدت بیشتر میشود. اگر بگویند چرا به چپها نزدیک شدی، بیشتر به همان سمت میرود؛ اگر درباره برخی مواضع اجتماعیاش هشدار دهند، به جای ایجاد تعادل، آن را به نمایش پررنگتری تبدیل میکند.مسئله دیگر یک خطای مقطعی یا یک تصمیم اشتباه نیست؛ بلکه الگویی از واکنش است که نشان میدهد او نه تنها از نقدها درس نمیگیرد، بلکه گاه از مخالفتها برای تأکید بیشتر بر همان مسیر استفاده میکند؛ و این یعنی او به هیچوجه اصلاحپذیر نیست و هر کوششی در این جهت بیهوده است چرا که بر لجبازی او بر ماندن در راه غلط میافزاید.در نهایت، مسئله اصلی شخص نیست؛ بلکه این پرسش بنیادین مطرح است که آیا این رویکرد سیاسی ــ که از نگاه ما با اصول بنیادین ملی در تعارض قرار دارد ــ میتواند ضامن بقای دولت ملی، استقلال سیاسی، حاکمیت قانون و یکپارچگی سرزمینی ایران باشد یا خیر؟.معیار داوری باید میزان پایبندی و وفاداری به ایران، منافع ملی و اصولی باشد که بقای یک ملت و کشور را تضمین میکنند. همین معیار باید مبنای سنجش هر جریان یا شخصیتی باشد که مدعی نقشآفرینی در آینده سیاسی ایران است.#درفش_کاویانی#کاویانی_درفش╔════ ≪ ❈ •⚔️• ❈ ≫ ════╗ ║ @Derafshe_Kavian ╚════ ≪ ❈ •⚔️• ❈ ≫ ════╝
