-----81-گر راه نمـایی، همـه عالـم راه است ور دست نگیـری،همه عالم چاه است🔸شاعر: سعدی -----82-جز یـاد…
انتشار: 2026/06/21 07:40 UTCدریافت: 2026/08/15 01:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:25 UTC
-----81-گر راه نمـایی، همـه عالـم راه است ور دست نگیـری،همه عالم چاه است🔸شاعر: سعدی -----82-جز یـاد تـو بـر خاطـر من نگـذرد ای جـان🔸شاعر: سعدی-----83-بر سـر خاک رهت افتاده خـاریا معـز الاولیا دستـم تو گیـر 🔸شاعر: فیض کاشانی -----84-من نخواهم در جهان جز کام تو🔸شاعر: مولانا -----85-سخـنها دارم از دست تـو در دل ولیکـن در حضورت بـی زبانــم🔸شاعر: سعدی -----86-ببوی او همه کس را عزیز میدارم🔸شاعر: فیض کاشانی -----87-و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهاره پنهان بنماید که کس آن راه نداند🔸شاعر: مولانا -----88-نیست جز نامی ازو در دست منزان بلندی یافت قـدر پست من🔸شاعر: جامی -----89-درد ما را در جهان درمان مبادا بی شمامرگ بادا بی شما و جان مبـادا بی شما🔸شاعر: مولانا -----90-ای آفتابِ روشن و ای سایه ی همایما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی🔸شاعر: سعدی شیرازی -----91-لطف حـق با تـو مـداراها کنـدچون که از حد بگذری رسوا کند🔸شاعر: شیخ بهایی به نقل از امیر خسرو دهلوی -----92-من بـی تو دمـی قرار نتوانـم کرداحسـان ترا شمـار نتـوانـم کـردگر بر تن من زبان شـود هر مـویییک شکر تـو از هـزار نتوانـم کرد🔸(کتاب تذکـره الاولیـا عطـار نیشـابـوری، ذکر شیـخ ابوالقاسـم گَرَّکانـی به ابو سعید ابوالخیر) -----93-هر لحظه که تسلیمـم در کارگه تقدیـرآرامتـر از آهـو بـیباکتـرم از شیــرهر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیررنج از پی رنـج آید زنجیـر پی زنجیـر🔸منسوب به مولانا -----94-کار سـاز ما به فکـر کـار مـا فکـر مـا و کـارمـا آزار مـا🔸شاعر: کامل خراسانی -----95-هر بد که به خود نمی پسندیبا کـس مکـن ای بـرادر مـن🔸شاعر: سعدی -----96-آنک باشد با چنان شاهی حبیب هر کجا افتـد چرا باشـد غریب🔸شاعر: مولانا -----97-دیده از دیـدار خـوبان برگرفتـن مشکلستهر که ما را این نصیحت میکند بیحاصلستآن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاستاو همین صورت همی بینـد ز معنی غافلست🔸شاعر : سعدی -----98-تا در تو نظر کردم رسوای جهان گشتمآری همـه رسوایـی اول ز نظـر خیـزد🔸شاعر: عطار -----99-این چه شور است که در دور قمر میبینم همه آفاق پر از فتنه و شر میبینمهر کسی روز بهی میطلبد از ایامعلت آن است که هر روز بتر میبینمابلهان را همه شربت ز گلاب و قند استقوت دانا همه از خون جگر می بینماسب و تازی همه مجروح به زیر پالان طوق زرین همه بر گردن خر میبینمدختران را همه جنگ است و جدل با مادرپسران را همه بدخواه پدر میبینمهیچ رحمی نه برادر به برادر داردهیچ شفقت نه پدر را به پسر میبینمپند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کنکه من این پند به از در و گهر میبینم🔸شاعر: منسوب به حافظ شیرازی -----100-هر محال از دست او ممکن شود🔸شاعر: مولانا -----@honarsarayeazizi





